تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
و كسان آقا شاهزاده مقتول از سر خون او مىگذرند و نوشته‌اى مىدهند كه ديگر كارى به او نداشته باشند و قرار دادند كه ميرزا مهدى اهل و عيال خود را برداشته يك چندى برود بر سر يكى از املاك نصير الملك كه در شيراز نباشد . ديگر آنكه شب جمعه بيستم و نهم شوال قريب پنج ساعت از شب گذشته زلزلهء كوچكى آمد ولى الحمد الله ابدا خرابى نرسانيده است . ديگر آنكه تجار جمع شده تماما در مسجد نو بست نشسته‌اند كه ما معتضد السلطنه را نمىخواهيم رئيس التجار باشد چونكه خيلى بىاعتدالى مىكند و ابدا احترام ما را نگاه نمىدارد . دو روز در مسجد نو بودند ، بعد جناب نظام الملك دستخطى به آنها داده كه معتضد السلطنه از رئيس التجارى معزول و شما هر كارى داريد بشخصه به خودم اظهار نماييد ، آنها را استمالت كرده از مسجد نو بيرون رفتند . ديگر آنكه معتضد السلطنه رئيس قشون براتى از بابت مواجب قشون حوالهء عطاء الدوله سرتيپ توپخانه داشته ، توپچى و سرباز فرستاده درب منزل عطاء الدوله ، ريخته‌اند در منزل عطاء الدوله به سختى مطالبهء وجه برات را كرده‌اند . پسران عطاء الدوله از منزل بيرون آمده توپچى و سربازان را زده‌اند ، بعد به جناب نظام الملك عرض كردند . جناب نظام الملك هم پسران عطاء الدوله را با يك نفر آدم خود مىفرستد پيش معتضد السلطنه كه از آنها معذرت بخواهد . معتضد السلطنه فحش زيادى حضورا به پسران عطاء الدوله مىدهد و آدمهاى آنها را چوب مىزند . در حقيقت خيلى بىاعتنايى به جناب نظام الملك كرده است ، ميانهء خوبى با هم ندارند بلكه هيچكس از معتضد السلطنه رضايت ندارد . آن وضع رفتارش با تجار كه به شكايت در مسجد نو رفتند ، اين هم اين حركات بىقاعدهء ديگر . مورخهء روز چهارشنبه پنجم شهر ذيقعده الحرام سنه 1317 مطابق هفتم ماه مارچ سنه 1900 . روز ششم ذيقعده از طهران خبر رسيد كه جناب نظام الملك معزول و نواب و الا مؤيد الدوله پسر مرحوم حسام السلطنه حاكم فارس شده است ، بعضى از خوانين و اعيان و تجار در تلگرافخانه اجماع كرده و تلگراف به طهران كردند كه ما مؤيد الدوله را نمىخواهيم و همين نظام الملك حاكم باشد . رضايتنامه‌اى هم نوشته بودند كه تمام كسبه مهر كرده‌اند كه ما از نظام الملك راضى هستيم . قبول نشد . روز هشتم خبر صحيح رسيد كه نواب و الا مؤيد الدوله به‌طور يقين حاكم فارس است و مستشار الملك هم پيشكار مىباشد ، نصير الملك هم از پيشكارى معزول است . ديگر آنكه نواب و الا مؤيد الدوله به شيراز تلگراف كردند كه قوام الملك در شيراز است يا هنوز از طرف لارستان مراجعت نكرده ؟ . جواب دادند كه همين چند روزه خيال دارد از آنجا حركت نمايد . مجددا تلگراف كردند كه " شهر سپردهء بيگلربيگى و انتظام الممالك پسران قوام الملك باشد و درست مشغول نظم و نسق ولايت باشند و فورا بنويسند قوام الملك معجلا به شيراز بيايد " . آنها هم براى قوام الملك نوشتند ، دور نيست اين دو روزه قوام الملك برسد . على الحساب كارهاى