شليك توپ به جهت مباركباد نمودند .
ديگر آنكه نواب نوذر ميرزا كشيكچىباشى از قرار اخبارى كه به نواب و الا داده است اين است كه پس از تعاقب دزدان حاج رفته بودند نزد حاجى باباكيخا ، از او دزدان و اموال حاج را خواسته بودند . حاجى بابا كيخا متعهد مىشود كه دزدان را با مال دستگير و گرفته بسپارد . پس از چند روز متعذر به اين مىشود كه تمام دزدان در خاك دشتى رفتهاند و قدرت گرفتن آنها را نداشته .
نواب نوذر ميرزا هم بر حسب حكم نواب اشرف و الا خود حاجى بابا كيخا را حبس مىنمايد و بر او سخت مىگيرد كه تا دزدان و اموال را مسترد نسازد رهائى نخواهد داشت ، بعد از چند روز از قرار اظهار خود نواب نوذر ميرزا بطريق تلگراف به حضور نواب و الا ، اموال حاج را با چند نفر از دزدان گرفته به دست نواب نوذر ميرزا مىدهد و مستخلص مىشود ، مشار اليه هم آنها را برداشته مىآيد كازرون كه روانهء شيراز شود .
ديگر آنكه نواب و الا هر روزه از صبح تا عصر در ديوانخانه حاضر مىشوند و رسيدگى به عرايض عامهء خلق مينمايند و نيز روز شنبه و سهشنبه از هفته را براى تحقيق به عرايض و حساب كسبهء شهر كه از قوام الملك به صندوق عدالت شاكى شده بودند قرار دادهاند و بطور دقت رسيدگى مينمايند .
ديگر آنكه مخلوق فسا از اجحاف مشير الملك و ميرزا محمد ميرزاى ايشان خدمت نواب و الا شاكى شدهاند ، هنوز حكمى در حق آنها نشده . ديگر آنكه نواب و الا پنج نفر از اشرار ارسنجان را حكم به قتل فرموده و در ميدان توپخانه سر آنها را بريدند .
ديگر آنكه مكر را نواب و الا حكم فرمودهاند به نصير الملك حاكم لار و سبعه و قوام الملك كه با جمعيت بروند دور قلعهء شهريارى و دارابخان را گرفتار نمايند . ديگر آنكه عليقليخان ايلبيگى را نواب و الا از حبس مرخص فرمودند .
ديگر آنكه چند نفر دزد كه از مخلوق كوشك بودند و حامى آنها افراسياب بيگ فراشباشى مشير الملك است شبانه براى دزدى آمده بودند در شهر شيراز كه دستبردى به خانهها بزنند ، داروغه اخبار مىشود و در كمين گرفتن آنها بوده است ، هنگامى كه ميخواستهاند بروند در خانهء شيخ جعفر نام براى دزدى كه آدمهاى داروغه تعاقب ميكنند آنها را بگيرند رو به گريز مىگذارند ، دو نفر آدمهاى داروغه را هم زخم ميزنند و فرار مىنمايند . نواب و الا هم روزانهء آن محمد رضا خان را طلبيده تغير زيادى به او فرموده بودند كه چرا بايد اين اتفاقات بيفتد ، از بابت ملاحظهء مشير الملك حقيقت را خدمت نواب و الا نتوانسته بودند عرض كنند .
ديگر آنكه بر حسب حكم نواب و الا اسد نام را با برادر و كسانش كه از جملهء قطاع الطريق فارس بود و در فسا مأمن داشت رفته بودند بگيرند ، هنگام گرفتن يك نفر از تفنگچيان را مىكشد ، بعد از آن تفنگچيان هم شليك مينمايند او را مىكشند ، برادرش را گرفته زنجير مىكنند و كسانش را تعاقب نمودهاند كه به چنگ بياورند .
ديگر آنكه از قرار اخبار قوام الملك بهمن نام برادر خسرو كطى و پسرهاى خسرو را كه
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 22
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٢٢