چهارم روانه به سمت گرمسيرات به جهت گرفتن داراب خان و تنبيه بعضى از اشرار گلهدار گرديد .
ديگر آنكه نواب و الا خيال حركت و محال گردى به سمت گرمسيرات و دشتستان دارد .
ديگر آنكه داراب خان كاغذى به سهام الدوله نوشته بود كه برادر مرا كه حكومت بقتل رسانيد و من حالا در كمال آرامى نشستهام ، چرا ملك ما را تصرف سرباز دادهاند ؟ ، خواهش كرده كه املاك آنها را به خودشان واگذار كنند . نواب و الا هم فرمودند به سهام الدوله كه جواب او را حسب الامر بنويسند " چنانچه ماليات املاك خود را ضامن مىدهيد كه بپردازيد املاك را به تصرف خودتان خواهيم داد ، و نيز چنانچه با قليل خانوار نوكر خودتان در جاى معين كه من خبر داشته باشم كجا هستيد احشام داشته باشيد كسى را با شما كارى نيست و در امان هستيد و الا هر جا برويد و هر نوع جمعيت فراهم بياوريد عقب خواهم كرد و به چنگ مىآورم شما را " .
ديگر آنكه سربازى كه مأمور قلع و قمع طايفهء سرخى بودند از قراريكه عرض كرده بودند هشت نفر ديگر از سرخىها را گرفته زنجير نمودهاند و در پى باقى آنها هستند .
ديگر آنكه از قرار تحقيق جمعيتى از طايفهء قشقائى كه در گرمسير مسكن نمودهاند آمده بودند در بلوك خواجه و قافلهء ميمندى را سرقت نمودهاند .
ديگر آنكه در نزديكى شيراز قاطرهاى ميرزا احمد خان مستوفى را كه هيزم حمل داشته با بيست الاغ كه حمل آنها انجير بوده سرقت نمودهاند . از قراريكه احتمال مىدهند مىگويند دزدان گرمسيرى هستند ، تفنگچى عقب آنها رفته است كه بلكه بفهمند .
ديگر آنكه بعضى از تفرقهجات ايلات قشقائى در طايفهء درهشولى كه جمعى حاجى بابا كيخا مىباشد ، جمع شدهاند و حاجى بابا كيخا به حمايت مشير الملك آنها را نگاه داشته ، ايلخانى خدمت نواب و الا عارض گرديده و حكمى گرفته است كه اگر تفرقهجات را حمايت كنند حاجى بابا كيخا ايلخانى به زور آنها را بكوچاند يا ماليات آنها را حاجى بابا كيخا بدهد .
ديگر آنكه حسب الامر نواب و الا حسام السلطنه ميرزا رضا خان سركردهء سوارهاى مستحفظى راه سرحدات مراد قلى خان بختيارى را كه يكى از قطاع الطريق مىباشد گرفته روانهء شيراز داشته است .
از غره شوال تا 8 ذيقعده 1291
فوج مراغه كه ياغى از سرتيپ خود بودند پس از آنكه جيره و مواجب آنها را مسترد نمودند با سرتيپ خود مصالحت نموده مطيع گرديده ، نواب و الا هم آنها را مرخص كردند ، روانهء وطن خود شدند . ديگر آنكه فوج گلپايگانى هم احضارشان از طهران رسيده و روانهء طهران گرديدند .
ديگر آنكه از قرار اخبار تلگرافى ميرزا على رضا نام مستوفى از طهران به جهت رسيدگى در اجحافات ماليات شهر شيراز و غيره مأمور گرديده و بنا هست به شيراز بيايد ، چون مشير الملك و قوام الملك از اين كار اطلاع يافتند نهايت اضطراب را از اعمال خود پيدا كرده ، به اطلاع نواب و الا چاپارى مخصوص قوام الملك روانهء طهران نمودند كه آمدن ميرزا على رضا را موقوف دارند .