تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
دزدان هشتاد نفر بوده‌اند و همه مسلم از طايفهء صفى خانى و دره‌شولى و دشمن‌زيارى ، صفى خانىهاى تفرقه كه حالا در احشام حاجى بابا كيخا ساكن هستند . چون اين خبر به سمع نواب و الا رسيد ، اولا تلگراف كردند به حاج كه در كازرون هستند كه بطور حقيقت چه از آنها سرقت شده ، و يك صد و پنجاه تومان حاكم كردند حاكم كازرون به آنها بدهد كه خرجى راه كرده بروند به بوشهر تا بعد قرارى داده شود ، و بعد از آن نواب نوذر ميرزا را با سوار و تفنگچى بلوكى از يكطرف مأمور فرمودند كه بروند به هر نحو است دزدان را بچنگ بياورند ، از يكطرف هم ذو الفقار خان سرتيپ را با سوار ابواب جمعى خود و يكدسته سرباز به سمت فيروزآباد و گرمسيرات فرستادند كه آنچه اشرار بتواند دستگير نمايد . ديگر آنكه از اخبار داراب خان جمعيتى از ايلات جمع‌آورى كرده است و قلعهء شهريارى را كه يكى از قلاع مضبوط فارس است متصرف شده و حالا در كار انبار كردن جنس است . نواب و الا ذو الفقار خان سرتيپ را حكم فرمودند كه بعد از گردش و نظم طرق بروند و در پاى آن قلعه با خان بابا خان متفق شده اردو بزنند ، و در پى گرفتن داراب خان هستند . ديگر آنكه يك ده معتبر از فيروزآباد را چاپيدند و چهار نفر كشته‌اند و يك نفر را زنده سوزانيده‌اند . ديگر آنكه پنجعلى ابو الويردى يك ده از كوهمره را روزانه آمد چاپيد و رفت . ديگر آنكه يك ده از خواجه كه بنه‌كوه مسمى است چاپيده‌اند ، اين طرفهاى گرمسيرات بسيار مغشوش شده است ولى نواب و الا در صدد منع مىباشند . ديگر آنكه نواب و الا بيست نفر از قطاع الطريق سرخى و غيره را حكم فرموده ، سه نفر از آنها را مقابل سه دروازهء شيراز گچ گرفتند ، هفت نفر از آنها را بردند در چنار راهدار دو فرسنگى شيراز گچ گرفتند و ده نفر از آنها را فرستادند سر گردنهء سياخ كه پنج فرسنگى شيراز است گچ بگيرند كه عبرت باقى اشرار بشود .

از 9 ذيقعده تا 9 ذيحجه 1291

از قرار اخبار حقيقى قوام الملك به جهت تنبيه طايفهء چهارراهى صد و پنجاه نفر سوار بهارلو فرستاده بودند و آن طايفه را تمام چاپيده ، چند نفرى هم از آنها دستگير كرده برده‌اند داراب و زنجير هستند ، علاوه بر آن بسيارى هم از مال بلوكات حول‌وحوش چهاراهى چاپيده‌اند كه صاحبان مال خدمت نواب و الا عارض شده ، محصل مأمور نمودند كه اموال مردم را گرفته باشند از قوام الملك . ديگر آنكه قوام الملك را نواب و الا مأمور فرمودند كه برود با جمعيت دور قلعهء شهريارى براى گرفتارى داراب خان . مشار اليه استدعاى معافى خود را از اين خدمت به سبب عجز در اين كار كرده بود و مقبول افتاد ، نواب و الا او را معاف فرمودند . ديگر آنكه خسرو خان گماشته علاء الدوله خلعتى از جانب حضرت اقدس شهريارى به جهت نواب و الا آورد و روز ورود خلعت نواب و الا استقبال نموده مخلع شدند و در باغ شهر سلام نشستند ،