تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
افشار نشسته و رسيدگى كردند بر اينكه آيا جيره مواجبى كه از ديوان مقرر است به آنها داده شده است يا نه ؟ . پس از تحقيق معلوم گرديد كه تمام جيره مواجب آنها مطابق مقررى ديوان به آنها رسيده و سرتيپ چيزى نخورده است . بعد از اين تحقيق فوج عرض كردند كه مخصوصا اين سرتيپ را نمىخواهيم ، هركس ديگر را بر ما بزرگتر مقرر دارند قبول داريم مگر اين سرتيپ را . و به همين قسم مانده است . ديگر آنكه از قرار تحقيق بعضى از اصناف شهر عريضه در صندوق عدالت به حضور حضرت شهريارى عرض كرده بوده كه قوام الملك بسيار زيادتى در عمل مالياتى بر ماهاى بيچارگان مىكند ، مثلا در پنج هزار تومان جمع بيست هزار تومان عمل مىنمايد . لهذا حسب الامر روزى جناب آقاى مستوفى الممالك تمام استادان صنف را با محمد رضا خان نايب قوام الملك و ميرزا عبد الله پيشكار معزى اليه در تلگرافخانه طلبيدند و نيز نواب و الا و مشير الملك را هم حاضر نمودند و جويا شدند از آنها كه آنچه زيادتى مىشود بنمايند . استادان صنف همه جواب عرض كردند كه ما چنين عريضه عرض نكرديم و بر جمع ما چيزى از عهد حاجى قوام مرحوم علاوه نشده است . چون جواب آنها منافات داشت با عريضه‌اى كه به حضور رسيده بود ، فرمايش حسب الامر شد كه البته استادان صنف خائف از قوام الملك مىباشند ، لهذا حكما بايد مسير الملك بطور تحقيق رسيدگى بكند و مراتب را به عرض حضور شهريارى برسانند و نيز التزام بگيرند كه زيادتى در عمل مالياتى نشود ، و فرمودند ماليات شهر اصلا فرعا پنج هزار تومان است و نبايد دينارى علاوه بگيرند . و حال آنكه البته دو مقابل مىگيرند . مشير الملك هم بعد از دو روز جواب مهملى دادند ، تاكنون ديگر مواخذه‌اى نشده . ديگر آنكه سيدى فسائى عريضه به حضور حضرت شهريارى عرض كرده بوده و شكايت از زيادتى در ماليات فسا كه مشير الملك اجحاف مىنمايد نموده بوده . در اين باب حسب الامر مواخذه فرمودند . اين را هم جواب دادند كه اجحافى نمىشود و حال آنكه علاوه بر ماليات حسابى عمل مىنمايد خيلى هم اهل بلوك عاجز شده‌اند و على الظاهر به سبب طرف مقابل مشير الملك است نمىتوانند گفتگوى ظاهرى نمايند . ديگر آنكه عريضه‌جات زياد هركس در صندوق عدالت به حضور حضرت شهريارى عرض كرده است و از هر باب هم بازخواست مىشود از حكومت ، ولى جواب مهملى مىدهند ، ديگر هم عقب نمىشود تا بعد چه شود . ديگر آنكه از قرار مسموع ميرزائى را تعيين نمودند كه بر سر صندوق عدالت نشسته باشد ، هركس عريضه مىخواهد بيندازد اول عريضهء او را بخواند اگر شكايت از سه نفر نداشته باشد عريضهء عارض را در صندوق بيندازد و الا رد كند ، اول شكايت از حاكم دوم شكايت از مشير الملك سوم شكايت از ميرزا محمد ميرزاى مشير الملك و مىگويند اين شخص را حكومت بنا به خواهش مشير الملك تعيين نموده . ديگر آنكه خان بابا خان سرتيپ با فوج خود و يك عراده توپ و صد سوار روز بيست و