است شش روزه به بوشهر برسند .
مورخهء روز چهارشنبه بيست و يكم شهر محرم الحرام 1317 مطابق سى و يكم ماه مى 1899 .
قاصد پست كه از بوشهر به شيراز مىآمده در دالكى او را برهنه كرده و هرچه همراه داشته بردهاند ، تفنگچيان ميرزا آقا عقب سارقين كرده از قرار مذكور يك نفر دزد و يك نفر از تفنگچيان كشته شدهاند ، نوشتجات پست را آوردهاند ولى امانات را سارقين بردهاند .
ديگر آنكه فوج مخصوص مرخص بودهاند ، جناب نظام الملك حكم كرد نروند تا وقتى كه عوض آنها برسند . فوج رفتند به تلگرافخانه بست ، خيلى هرزگى كردند ، از تلگرافخانهء ايرانى به تلگرافخانهء انگليس پناه بردند . صاحبمنصبان فوج به هزار زحمت و نويد آنها را از تلگرافخانه بيرون آورده است ، يك هفته در تلگرافخانه بودهاند .
ديگر آنكه مستشير الدوله داماد جناب نظام الملك رفت به طهران ولى هنوز انتظام الملك داماد ديگر ايشان و مدير السلطنه پسر بزرگشان نرفتهاند .
ديگر آنكه قوام الملك را از طهران حكما خواستهاند كه بچاپارى برود . تا به حال هرچه جناب نظام الملك توسط كردهاند كه بلكه رفتنش را موقوف نمايد قبول نشده ، قوام الملك هم شهر و بيرونها را مغشوش كرده و محرك است كه مردم شهر بلوا كنند ، علما را تعارف و پول زياد داده تلگراف كردهاند به حضرت اشرف صدر اعظم كه وجود قوام الملك در شيراز لازم است ، اگر به طهران بيايد اسباب اغتشاش ولايت خواهد شد . با اين حالت باز قبول نشده است . حالا كمكم اغتشاش در شهر انداخته است ، خصوصا از بابت پول سياه كه حكم شده شصت شاهى يك قران باشد ، محرك تجار و كسبه شده دكاكين و بازارها را بستهاند ، به كلى دادوستد نمىشود . حال دو روز است كه دكاكين بسته شده ، قوام الملك مىخواهد كار را بر حكومت تنگ نمايد .
ديگر آنكه بيگلربيگى كه قهر از پدر خود كرده به سر املاك خود رفته بود مراجعت كرده است .
مورخهء روز چهارشنبه بيست و هشتم شهر محرم الحرام 1317 مطابق هفتم ماه جون 1899 .
از 29 محرم 1317 مطابق 8 جون 1899
يك دو روز از بابت پول سياه خبرى نبود ، باز به تحريك بيگلربيگى و اتباع قوام الملك روز سلخ محرم پول سياه به كلى پيدا نمىشد و در شهر نان عايد كسى نمىگرديد . حكومت حكم كرد بعضى از خبازان و يك دو نفر از صرافان را چوب زدند و گوش دو سه نفر كسبه را مقابل دكان خود به ديوار كوبيدند ، حال پول سياه پيدا مىشود و مردم آرام گرفتهاند ، ولى چونكه قوام الملك مىخواهد شهر را اغتشاش كند كه حكم شود نرود هر روز اسباب اغتشاشى فراهم مىآورد .
ديگر آنكه همان روز كه از بابت پول سياه فراشباشى حكومت در شهر رفته بود و گوش دو سه نفر مقصرين را به ديوار كوبيده بود ، بعضى از مردم در منزل حاجى سيد على اكبر پيشنماز