تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١

از 18 رمضان 1314 مطابق 21 فبرورى 1897

عصاى مرصعى از جانب اعليحضرت همايونى به جهت جناب شيخ الرئيس مرحمت شده بود ، ايشان هم خلعت‌پوشان گرفتند ، شب ماه رمضان شيرينى و شربت دادند و جميع اعيان و علما و بزرگان در اين مجلس حاضر شدند . ديگر آنكه تجار كه در مسجد نو بست نشسته بودند حكومت آنها را استمالت كرده از بست بيرون آورد ولى نواب و الا ملك‌آرا كه وزير تجار است تجار را در تلگرافخانه حاضر كرده عرايض آنها را مفصلا صورت خواسته بود ، تجار عرايض خود را عرض كردند ، عرايض آنها را برده به حضور اعليحضرت همايونى ، جواب عريضهء تجار از اعليحضرت همايونى رسيده خيلى اظهار مرحمت فرموده و اميدوارى به آنها داده‌اند . ديگر آنكه باز بيرونها خيلى مغشوش است ، عربها كه علانيه حاصل مردم را مىچرانند و اموال مردم را مىبرند ابدا اعتنايى به قوام الملك و به حكومت ندارند . ديگر آنكه پسر حاجى سيد على اكبر بدون حق قنات در زمين مردم بيرون آورده و آن قنات آب نداشته مىخواهد به زور قنات دايرى را كه يك سنگ آب دارد ببرد . مالكين قنات رفته‌اند پيش حاجى سيد على اكبر عرض پسرش را بكنند ، آنها را جواب كرده . خود مالكين رفته‌اند قنات پسر حاجى سيد على اكبر را پر كرده‌اند . پسر حاج سيد على اكبر در مسجد نو در ملاء عام مالكين قنات را بسيار مىزند كه يك نفر از آنها مشرف به موت بوده است . اين هم پيشوا و ملاى اين شهر است ، حكومت هم نفهميده و نرسيده حمايت از حاجى سيد على اكبر از ترس خود مىكند . در اين شهر قسمى واقع شده كه هيچ‌كس تكليف خود را نه شرعا و نه عرفا نمىداند ، اينها نيست مگر از بىبصيرتى و بىعرضگى حكومت و رسيدگى به عرض مردم نكردن و استحقاق اين بلد كه بايد به اين بليات گرفتار باشند . ديگر آنكه از قراريكه خبر رسيده قوام الملك در قلعهء شيخ عامر كه يكى از قلاع مشهور است چهار پنج روز با اهل قلعه جنگ كرده است تا قلعه را گرفته و خراب كرده است . ديگر آنكه خلعتى از جانب اعليحضرت همايونى به جهت جناب ناظم الدوله مرحمت شده بود ، روز اول ماه شوال خلعت‌پوشان گرفتند و خود جناب ناظم الدوله تا تل سلام رفتند در آنجا خلعت پوشيده مراجعت كرده ، شليك توپ و نقاره‌خانه در جلو تا وارد شهر شدند ولى يك زن و پسره‌اى به سن ده سال زير دست و پاى اسب مقتول شدند . ديگر آنكه حاج زياد از عراق و اصفهان و غيرهما به جهت زيارت مكهء معظمه به شيراز آمده‌اند . حكم منع رفتن آنها رسيده بود ، حجاج رفته‌اند پيش حاجى سيد على اكبر كه تلگراف به طهران كنند و مرخصى آنها را بگيرند . حاجى سيد على اكبر هم تلگراف كرده اعليحضرت همايونى از روى تغير حكم مرخصى حاج را داده‌اند ، الحال در تدارك رفتن هستند . ديگر آنكه از قراريكه شهرت دارد جناب نظام السلطنه و نواب و الا عين الملك در تدارك