حكومت سال نو هستند تا چه شود .
ديگر آنكه كارهاى حكومتى از قرار سابق است بلكه روزبهروز بدتر و اغتشاش بيشتر مىشود ، از قراريكه از فسا خبر رسيده عربها تاكنون چهار پنج نفر از اهل فسا را كشتهاند ولى مؤاخذهاى در كار نيست .
ديگر آنكه ايلخانى قشقايى كه به شهر آمده حساب او را كه كردهاند از باقى پارساله و امساله و غرامت تنخواه تجار داخله و خارجه نود هزار تومان باقى دارد ، از مشار اليه مطالبه كردند ، رفت در خانهء امام جمعه دو سه روزى بست نشست ، حكومت او را اطمينان داده از منزل امام جمعه بيرون آورده در منزل خودش رفته است ، حال درصدد وصول باقى از مشار اليه هستند ، حكومت خيال دارد امساله ايل قشقايى را به ديگرى بسپارد .
ديگر آنكه در بيرونها شهرت داده بودند كه شاه فوت شده اغتشاش كلى در بيرونها واقع شده چند ده از بلوك بيضا و ساير جاهاى ديگر را چاپيدهاند ، همه جاى فارس مغشوش است .
ديگر آنكه اهالى نيريز با حاكم خود نزاع كرده بودند توپ و سرباز به جهت تنبيه آنها از ايالت فارس فرستاده شده بود ، ريختهاند توپ را شكسته و حاكم را از نيريز بيرون كردند ، حاكم دو اسبه فرارا به شيراز آمده قريب دويست سيصد نفر از اهل نيريز به شكايت در مسجد نو بست آمدهاند .
از اينكه حاكم آنها هم تعدى و ظلم به آنها كرده است حرفى نيست . حكومت كشيكچىباشى خود را با چندين سوار و سرباز معين كردند كه به نيريز بفرستند به جهت تنبيه و سياست اشرار آنجا .
ديگر آنكه دستخط حكومت سال نو جناب ناظم الدوله تلگرافا رسيده است ولى باز به اين تلگرافها مطمئن نيستند .
مورخهء روز چهارشنبه سيزدهم شهر شوال المكرم سنه 1314 مطابق هفدهم ماه مارچ 1897 .
از 14 شوال 1314 مطابق 18 مارچ 1897
تلگرافهاى حكومت سال نو جناب ناظم الدوله رسيده است و ايشان هم خودشان را مستقل در حكومت سال نو مىدانند و مساعده هم حواله دادهاند .
ديگر آنكه كر ملخ اغلب جاها و اطراف شيراز بيرون آمده ولى در داراب بشدت بيرون آمده است ، خداوند رحم كند .
ديگر آنكه حكومت ايلخانى قشقايى را نگاه داشتهاند به جهت باقى و غرامت تنخواه تجار و ايلخانىگرى را به جناب جلال الملك كه عمهزادهء جناب ناظم الدوله است دادهاند . عبد الله خان پسر داراب خان را ايلبيگى كردهاند كه در حقيقت ايل قشقايى با جلال الملك و عبد الله خان است ، اغلب ضابط محل را هم معين كردهاند .
ديگر آنكه اغتشاش كلى در بيرونها است و تمام در تكليف خود حيران هستند .
ديگر آنكه شب هنگام فراشى از حكومت را در محلهء سنگ سياه در كوچه سر بريده انداخته