تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
ديگر آنكه حكم كردند كه صرف پول سياه و سفيد كم شود ، برعكس شده . صرف وجه سفيد و سياه تومانى دو قران بود دو سه روز است كه اين حكم شده تومانى دو ريال شده است . خيلى سخت بر مردم مىگذرد . ديگر آنكه چند روز است كه هوا اعتدال پيدا كرده از آن شدت سردى افتاده است . ديگر آنكه كارهاى حكومتى در كمال بىاعتدالى است ، هيچ كارى پيشرفت نمىشود ، خصوصا در اين وقت حاليه كه نه حكومت حاليه معين است و نه حكومت ديگرى . كارها تمام مختل است . مورخهء روز جمعه نوزدهم ماه شعبان سنه 1312 مطابق پانزدهم ماه فبرورى سنه 1895 .

از 20 شعبان 1312 مطابق 16 فبرورى 1895

كارهاى حكومتى هنوز معوق است و معلوم نيست كه حكومت با كى شود اگرچه سركار و الا ركن الدوله در صدد كار خود هستند ولى پول در كار نيست كه عمل حكومت خود را تمام نمايند . ديگر آنكه بيگلربيگى پسر جناب قوام الملك كه در داراب بود وارد شيراز شده . ديگر آنكه از قرار مذكور هفتاد هشتاد نفر سوار از حكومت به جهت گرفتن پسر حاجى نصر الله خان ايلخانى قشقايى رفته است ، ولى مشكل است او را بگيرند . ديگر آنكه بعد از آنكه فوت آقاى حاجى ميرزا محمد حسن حجت الاسلام طاب‌ثراه در شيراز انتشار يافته عموم كسبهء شيراز درب دكاكين خود سه روز ختم گذاردند و نيز هريك از علما هم در مساجد و امامزاده‌ها سه روز سر ختم نشسته و مردم به فاتحه‌خوانى مىرفتند . تعزيه‌دارى معتبرى تا سه روز كردند . در مسجد وكيل سركار و الا ركن الدوله ختم گذاردند و امام جمعه در آنجا سر ختم نشست ، مجلس سيم خود سركار و الا ركن الدوله رفتند و ختم را برچيدند . و نيز ختم آقا ميرزا محمد على و آقا ميرزا هدايت الله و حاجى سيد على اكبر و مسجد نو كه پسران امام جمعه ختم گذارده بودند خود سركار و الا ركن الدوله ختم را برچيدند . ديگر آنكه نواب و الا عين الملك شب اول ماه رمضان با اردوى خود از لارستان مراجعت كرده وارد شيراز شد . از قرار مذكور حكومت لارستان را به خود حاجى رستم خان پسر بزرگ فتح على خان واگذار كرده . ديگر آنكه قوام الملك هم همانروز از بوشهر وارد شيراز شد . ديگر آنكه حكومت سال نو با سركار و الا ركن الدوله شده ، از قرار تحقيق مستشار الملك ضامن ماليات فارس است و قبول كردن ضمانت را به دو شرط كرده يكى روانه كردن ميرزا صدر الدين منشىباشى به طهران كه در دستگاه حكومت نباشد و يكى حسينعلى ميرزا كه همه كارهء سركار و الا ركن الدوله است . سركار و الا به اين دو شرط راضى شده‌اند ، ميرزا صدر الدين منشى را گرفته نگاه داشته‌اند كه به حساب او رسيدگى نمايند و بچاپارى روانهء طهرانش كنند . ولى هنوز حكومت استقلالى بهم نرسانيده است و يقين حاصل نيست در حكومت ايشان . ديگر آنكه نواب معتضد السلطنه پيشخدمت مخصوص اعليحضرت همايونى كه از راه بوشهر به شيراز آمده بود چند روزى در شيراز ميهمان حكومت بود ، روز سيم رمضان بچاپارى روانهء