تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦

از 24 رجب 1312 مطابق 21 جنورى 1895

حكومت حكم كرده كه سيد مصطفى را از بوشهر ببرند به جزيرهء قشم كه در بوشهر نباشد . ديگر آنكه برف بسيار سنگينى آمد كه در كوچه‌ها تردد بصعوبت مىشود و هوا را هم خيلى سرد كرده است ، باز قيمت ذغال و هيزم ترقى كرده است . ديگر آنكه مستشار الملك حساب خود را صاف مىكند و خيال رفتن به طهران را دارد چونكه شهرت كلى دارد كه اين حكومت سال نو تغيير بكند . ديگر آنكه نرخ اجناس از قرار سابق است . ديگر آنكه مأمورى از طهران به جهت سركار و الا ركن الدوله آمده شصت هزار تومان به سختى مطالبه دارد چونكه بگيرد تحويل بانك شاهنشاهى بدهد ، خيلى سخت است ، مخصوصا حكم دارد كه به هر سختى باشد اين پول را از سركار و الا ركن الدوله بگيرد ، از اين جهت قدرى اغتشاش به جهت حكومت است چه در شهر و چه در بيرونها . ديگر آنكه حاجى نصر الله خان ايلخانى قشقايى كه فرارا به طهران رفت وارد طهران شده در خانهء حضرت اشرف صدر اعظم منزل كرده است . ديگر آنكه خيلى شهرت است كه تغيير حكومت خواهد شد . ديگر آنكه خيلى پريشانى در خلق است ، خيلى خانه‌هاى بيچاره‌ها خراب شده و اين گرانى كه حالا هست همه تمام شده‌اند و هيچكس هم به حال ضعفا و فقرا رسيدگى نمىنمايد مگر خداوند فرجى به جهت اين مخلوق بيچاره بسازد و الا دادرسى نيست . ديگر آنكه از قراريكه از لار نوشته‌اند هشتاد هزار تومان نواب عين الملك از پسران فتح على خان لارى گرفته است ، حاجى رستم خان پسر فتحعلى خان هم در زنجير است . قرار است اين چند روزه نواب عين الملك مراجعت نمايد . ديگر آنكه سركار و الا ركن الدوله در جمع‌آورى خودش است چونكه شهرت زياد در تغيير و تبديل ايشان است ، مخصوصا اعليحضرت همايونى تلگرافى به ايشان فرموده‌اند كه بعض فرمايشات به حضرت اشرف صدر اعظم شده اگر از همان قرار رفتار كنيد حكومت سال نو با شماست . از اين تلگراف معلوم مىشود تكاليف ما لا يطاق است و مشكل است كه سال نو با ايشان باشد ، و بعض اخبارات محرمانه رسيده است كه حكومت سال نو با جناب نظام السلطنه گذشته است ، قدرى كه حالا تحمل دارند بواسطهء وصول بقاياى محليه است . ديگر آنكه دو روز اتصالا سركار و الا ركن الدوله را به تلگرافخانه بردند و حضورا سوال و جواب نموده‌اند ، از قرار مذكور يكصد هزار تومان پيشكش سال نو را نقدا مىخواهند ، ايشان هم قبولدار شده‌اند كه بدهند ولى پولى در ميان نيست ، از تجار و كسبه به توسط امام جمعه سركار و الا خواهش كردند كه تلگراف رضايت‌نامه از حكومت بگيرند ، تجار هم محض خواهش امام جمعه تلگرافى كردند .