بيرون آمدن ندارد . بنقد همهجا شلوغ است .
ديگر آنكه چند نفر اشرار كه در مسجد نو با داروغه نزاع كرده بودند و در مسجد نو بست نشسته بودند شب هنگام از مسجد نو بيرون مىآيند ، در محلهء يهود سربازى را به زخم چهارپاره زخمى مىكنند و مىگريزند . بيگلربيگى سراغ آنها را در دهكره يك فرسخى شيراز كرده بود ، چند نفر فراش فرستاده بود كه آنها را بگيرد ، از آنجا فرار كرده آمده بودند پشت باغ جهاننما . فراشان بيگلربيگى به آنها مىرسند ، آنها را گرفته خواسته بودند بياورند چون عين الملك در جهاننما منزل دارد فراش و قراولان معزى اليه ريخته بودند فراشان بيگلربيگى را به حدى زده بودند كه يك دو نفر از فراشان به حالت نزع مىباشند و اين اشرار را از دست فراشان گرفته مىبرند در جهاننما نگاه مىدارند ، بعد از آن بيگلربيگى به حاجى صمصام الملك اطلاع مىدهد ، مشار اليه هم عقب مىكند كه اشرار را بگيرد ، عين الملك نمىدهد ، جواب داده كه اشرار فرار كردهاند . آدمهاى سركار و الا ركن الدوله خيلى در شهر شلوغ مىكنند .
ديگر آنكه اعراب و بهارلو در بيرونها باز مثل سابق مال مردم را مىبرند و حاصل مردم را مىچرانند .
ديگر آنكه ملخ در حول و حوش شيراز زياد بيرون آمده بقسمى كه از قراريكه نوشتهاند روزى نهصد من هزار من ملخ مىكشند ، چونكه هريك منى ملخ يك من جو مىدهند به رعيت ، در فيروزآباد و سروستان و داراب كربال و مرودشت و خفر تماما كر ملخ زياد بيرون آمده است .
ديگر آنكه محمد حسن خان حاكم داراب را تحت الحفظ به شيراز آوردند ، سركار و الا ركن الدوله او را حبس كرده بودند كه هركس ادعايى به او دارد جواب بدهد . از قرار مذكور تمام را منكر شده است . سركار و الا متغير مىشوند حكم كردند او را چوب زياد زدند و زنجيرش كردهاند .
ديگر آنكه از قرار مذكور روز دهم شوال سركار و الا ركن الدوله نقل مكان به دلگشا مينمايند تا روز پانزدهم حركت كنند ، ولى مشكل است كه به اين زودى حركت نمايند .
ديگر آنكه يك فوج خلج قم به سركردگى جمشيد خان سرتيپ پسر ساعد الدوله وارد شيراز شده در پشت باغ نو چادر زدهاند . الحال پنج فوج ساخلو شيراز و بوشهر و بهبهان دو فوج و نيم در شيراز حاضر است ما بقى در اطراف مأمور هستند .
مورخهء روز دوشنبه هفتم ماه شوال المكرم سنه 1310 مطابق بيست و چهارم اپريل 1893 .
از 8 شوال 1310 مطابق 25 اپريل 1893
روز ورود جناب جلالت مآب نظام السلطنه به شهر استقبالى فوق العاده نمودند ، ولى ميانهء دو فوج كه فوج خوى و فوج خلج قم باشد از قبل به جهت مقدم و موخر رفتن گفتگو بود . در وقتى كه جناب نظام السلطنه لابد شده از دروازهء باغ شاه با جمعيت و مستقبلين مىخواستند داخل دروازه اصفهان شوند اين دو فوج باهم نزاع كردند ، فوج خوى داخل دروازه شده بودند و فوج خلج بيرون دروازه ، فوج خوى دروازه را بستند كه هيچكس نتوانست داخل دروازه شود و از قرار