شهر بزنند .
ديگر آنكه اين ايام ماه رمضان حاجى سيد على اكبر در بالاى منبر در مسجد وكيل خيلى بد از حكومت سابق و لاحق و طايفهء قواميه مىگويد و عبارات بسيار ركيك مىگويد .
ديگر آنكه ميرزا هدايت الله پيشنماز در مسجد حاجى نصير الملك نسبت به جناب امام جمعه خيلى بدحرفى و بىاحترامى كرده است . امام جمعه كه شنيده است چيزى به مشار اليه نوشته و ضرب به مشار اليه زده . ميرزا هدايت هم جواب بسيار سختى حتى فحش در جواب امام جمعه نوشته است . امام جمعه از اين بابت خيلى اوقات تلخ است و در صدد تلافى به مشار اليه است .
ديگر آنكه تلگرافى از حضرت اشرف صدر اعظم به سركار و الا ركن الدوله شده كه " چرا در شيراز ماندهايد ؟ چرا حركت نمىكنيد ؟ اگر كارى داريد بسپاريد به عطاء الملك كه مشار اليه انجام دهد و خودتان معجلا حركت كنيد " .
ديگر آنكه چون پارسال تا به حال ميرزا هدايت الله پيشنماز قدغن كرده بود روزهاى جمعه دكاكين بسته باشد و از پارسال تا به حال به همين قسم بود ، چند روز قبل امام جمعه حكم داده كه روز جمعه دكاكين باز باشد ، ميرزا هدايت الله اجماعى از طلبه جمع كرده بود كه با امام جمعه نزاع كند ، تا بيگلربيگى از اين خيال ميرزا هدايت الله مطلع مىشود آدم مىفرستد مانع شود ، يك روز و يك شب ميرزا هدايت الله در مسجد حاجى نصير الملك بلوا داشته و از مسجد بيرون نمىآمد ، پيش امام جمعه فرستادند كه از اين خيال برگردد و به همان قسم سابق روز جمعه دكاكين بسته باشد تا ميرزا هدايت الله راضى شده از مسجد به خانهاش رفته .
ديگر آنكه آخوند ملا احمد پيشنماز پسر ملا محمد على محلاتى حكم كرده سرچوب دكانى كه چندين سال روى ديوار مسجد بوده خراب كردهاند ، اين دكان از سادات مولا بوده ، سادات مولا هم جمعيت مىكند در وقتى كه آخوند ملا احمد در مسجد مولا بوده و مشغول نماز بوده مىريزند بستگان آخوند را مىزنند و فحش زيادى به آخوند مىدهند ، بعد آخوند مىفرستد پيش بيگلربيگى كه مرتكبين را گرفته تنبيه نمايد ، بيگلربيگى هم على الظاهر مىفرستد مرتكبين را مىگيرند نگاه مىدارد .
ديگر آنكه آدم شيخ الاسلام روز روشن مست در بازار مىرفته ، طلاب او را گرفته مىزنند و مىبرند پيش ميرزا محمد على پيشنماز ، او هم مست را مىدهد نگاه مىدارند . اين اوقات ماه رمضان ملاها خيلى ازاينقبيل كارها مىكنند .
ديگر آنكه جناب نظام السلطنه امروز كه بيست و هفتم است از آباده حركت مىكند و روز هشتم ماه شوال وارد شيراز مىشود .
ديگر آنكه چند روز است در شهر شيراز شهرت زيادى انداختهاند كه حال اعليحضرت همايونى به هم خورده و حضرت وليعهد را از تبريز خواستهاند ، چنان اين شهرت شيوع پيدا كرده كه شهر شيراز و بيرونها اغتشاش كلى پيدا شده كه حتى بيگلربيگى نمىتواند جلوگيرى در شهر نمايد ، هر شب دزدى و شلوغ بلكه زخمزنى هست كه دو سه ساعت از شب رفته كسى جرأت از خانه
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 428
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٤٢٨