تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
مىكند . در راه حضرات دارابى خواسته بودند او را بگيرند ، بنهء او را غارت مىكنند ، محمد حسن خان چهار نفر از بهارلو را با گلوله مىكشد ، يك نفر هم از طرف محمد حسن خان كشته مىشود تا خود را به اصطهبانات مىرساند ، از آنجا هم مىخواسته فرار كند ، اهل اصطهبانات او را نگاه مىدارند و معجلا اطلاع به حاجى نصير الملك مىدهند ايشان هم ياورى از فوج با چند نفر سرباز معين كرده كه بروند او را از اصطهبانات بياورند . ديگر آنكه از قرار مذكور فرمانفرما حاكم كرمان با ابو الفتح خان حاكم سيرجان و دراج خان كلانتر بلوچ با ده دوازده هزار نفر جمعيت پنج فرسخى داراب نشسته‌اند ، طايفهء عرب و بهارلو هركدام كه از خود اطمينان ندارند هم قسم شده‌اند جلوى اردوى فرمانفرما نشسته‌اند ولى عيال خود را جلو به طرف فسا روانه كرده‌اند . ديگر آنكه روز سيم شهر حال قوام الملك از يزد وارد آباده شده منتظر ورود جناب نظام السلطنه است . ديگر آنكه حبيب الله خان پسر قوام الملك روز پنجم شهر حال وارد شيراز شد ، جمعيت زيادى استقبال كردند ، با همان جمعيت از دروازهء اصفهان داخل شهر شده تا به منزل خود وارد شد . ديگر آنكه نواب مستطاب و الا ركن الدوله هنوز خيال حركت ندارند و مال بنه هم پيدا نشده است ، بقاياى خود را چيزى وصول نكرده‌اند . حاجى نصير الملك در كار وصول بقاياى بلاكام هستند ، بعضى از محل حرف خرج دارند ، كارها تماما معوق است تا جناب نظام السلطنه وارد شوند . ديگر آنكه جناب نظام السلطنه روز نهم شهر حال از طهران حركت كرده‌اند ، قرار گذاشته‌اند كه دوازده روزه به آباده برسند . قوام الملك در آباده منتظر ايشان است . بيگلربيگى از روزى كه وارد شده مشغول نظم شهر است و نظم هم در شهر داده است . ديگر آنكه از قرار مذكور حسين خان و رضا خان و بيشتر از طايفهء عرب و بهارلو متفق شده‌اند عيال و چادر خود را جدا كرده‌اند خودشان آمده‌اند در ميان جنگل در راه فسا نشسته‌اند مستعد هستند كه اگر عقب آنها نمايند آنها هم جنگ نمايند ، باز حاصل فسا را خراب كردند . ديگر آنكه فرمانفرما حاكم كرمان در داراب وارد شده ولى آذوقه به جهت اردوى مشار اليه ابدا پيدا نشده ، يك نفر منشى و يك نفر جلودار خود را فرستاده بود به شيراز پيش حاجى نصير الملك كه از بابت آذوقه خيالى نكنيد و نيز تلگرافى به طهران كرده تكليف خواسته بود . از قرار مذكور جواب تلگراف ايشان را داده‌اند كه برود به كرمان ديگر لازم نيست در داراب توقف نمايد . حسين خان و رضا خان با جمعيت زياد و احشام خود حاصل فسا را باز خراب كرده چرانيده‌اند و مىروند ، حال از جنگل ممو تا نزديك بند تيلكان كربال از احشام عرب و بهارلو بسيار است ، از قرار مذكور حسين خان بهارلو با چند نفرى مراجعت به داراب كرده چونكه در داراب ملك و زراعت زياد دارد . ديگر آنكه جناب نظام السلطنه به اصفهان رسيده تا روز بيست و دويم به آباده از قرار مذكور مىرسد . ديگر آنكه نواب مستطاب و الا ركن الدوله خيال دارند بعد از قتل رمضان چادر بيرون