اردو را به او بدهد و حاجى نصر الله خان را معزول كند . از قراريكه مذكور مىشود حاجى نصر الله خان ايلخانى هيچ ميل ندارد به حسين خان بهارلو و رضا خان دعوا كند ، بعضى از طوايف عرب كه همراه حاجى نصر الله خان بودهاند تماما ول كردهاند افتادهاند به دهات مردم به غارت كردن ، خود حاجى نصر الله خان با اردوى نظامى و سواران قشقايى در تنگ زاغ نزديكى داراب نشسته است حسين خان بهارلو با طايفهء بهارلو متفقا و رضا خان و بيشتر طوايف عرب كه متفق با رضا خان هستند از سامان داراب دور شدهاند در خاك لارستان رفتهاند و باطنا فتحعلى خان جراشى حمايت از آنها دارد و به آنها آذوقه ميدهد .
ديگر آنكه از قراريكه از بيرونها خبر رسيده است از پل خان كه دو فرسخ بالاى زرقان است كنار رودخانه تا نيريز ناخوشى و با هست كه روزى چند نفر مبتلا مىشوند و مىميرند ، در فسا و بلوكات فسا هم سرايت كرده است .
ديگر آنكه بعضى نوشتجات از بستگان قوام الملك حكومت بدست آوردند كه نوشتهاند به حسين خان بهارلو و كلانتران عرب و كلانتران داراب كه اغتشاش كنند . حكومت بعضى از اتباع قوام الملك را مىخواهد ، اغلبى پنهان شدهاند ، بعضى از شهر فرار كردهاند ، ميرزا حسين خان كوارى كه به همين تهمت حبس است هنوز فرجى به جهت مشار اليه نشده همين قسم در حبس است ، به قدر هزار تومان جريمه از او مىخواهند و مشار اليه هيچ نداده و نمىدهد .
ديگر آنكه اين چند روز شهر قدرى آرام است بواسطهء اين چند نفرى كه كشتهاند و دست بريدهاند .
ديگر آنكه از قراريكه از كرمان خبر رسيده دو طايفه از عرب رفتهاند در خاك كرمان به قدر ده پانزده هزار تومان اموال از خاك كرمان آوردهاند . از طهران حكم به فرمانفرما حاكم كرمان شده ، سوار و سرباز برداشته آنها را بگيرند .
ديگر آنكه حاجى نصر الله خان ايلخانى به حكومت نوشته است كه " هرچه خواستم بطور خوشى با حسين خان بهارلو و رضا خان به كنار بياييم ممكن نشد ، قرار گذاشتم چند نفر از ريشسفيدان عرب بروند در داراب و هرچه ماليهء مردم را بردهاند رد نمايند و حسين خان و رضا خان بيايند سر توپخانه بست بنشينند قبول نكردند ، ديگر اتمام حجت به آنها شده حالا بناى جنگ و دعوا را با آنها خواهند گذاشت ، بواسطهء بىآذوقهگى به مردم اردو خيلى بد مىگذرد . از قرار مذكور بعضى از طايفهء بهارلو و بعضى عرب از دور حسين خان و رضا خان متفرق شدهاند . فتحعلى خان جراشى با هزار نفر تفنگچى جلوى آنها را گرفته ، تمام خوانين قشقايى با جمعيت خودشان به اردوى ايلخانى ملحق شدهاند و از سمت كرمان دو فوج و سيصد نفر سوار و پانصد نفر تفنگچى به رياست ابو الفتح خان ( حاكم ) سيرجان جلوى حسين خان و رضا خان را گرفتهاند . وضع حاليه تا حال التحرير به اين قسم است تا بعد چه شود .
ديگر آنكه از قراريكه خبر رسيده حسين خان بهارلو را گرفتهاند و به قولى رفته است با عيال و اطفال پيش فتحعلى خان جراشى ، او گرفته است . هنوز صدق مطلب معين نشده است .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 419
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٤١٩