هنوز حكمى دربارهء آنها نشده است .
ديگر آنكه از حسين خان و رضا خان تازه خبرى نشده است ، از قرار مذكور رفتهاند به سمت بلوچستان . تمام شهرتها كه دادهاند دروغ بوده است ، كه حسين خان و رضا خان را مىآورند . در اين فقره وهنى به جهت حكومت شده است كه بعد از اين زحمات و مخارج اينها بدست نيامدهاند .
ديگر آنكه الحمد الله ناخوشى در خود شهر شيراز به كلى تمام شده ، دو هفته است كه ديگر هيچ خبرى نيست ، ولى در اطراف فسا و بلوكات اصطهبانات قدرى ديگر باقيست به كلى رفع نشده .
ديگر آنكه عطاء الملك و جناب امام جمعه هرچه كردند كه حاجى نصير الملك را راضى كنند كه وزارت را قبول كند تا به حال قبول نكرده است ، تمام حرفش اين است كه قوام الملك را اطمينان بدهيد از خراسان بياوريد بعد از ورود او به شيراز هر قسم ميل حكومت باشد من قبول خواهم كرد .
ديگر آنكه حكم شده اردويى كه مشتمل از دويست نفر سرباز و قريب دويست نفر سوار و يك عراده توپ با فتح الملك كه رئيس اردو باشد در جهرم بماند به جهت وصول ماليات آن صفحات .
ديگر آنكه حاجى نصر الله خان ايلخانى با سوارهاى خود رفت به فيروزآباد از قراريكه محقق شده هفتاد هزار تومان باقى دارد .
ديگر آنكه از قراريكه از نوذر ميرزا ضابط عرب اخبار رسيده است عربها هم كمكم معاودت كردهاند ، بعضى از ريشسفيدان عرب هم اطمينان خواستهاند كه بيايند .
ديگر آنكه از قرار تحقيق از فسا و بلوكات آن از اين ناخوشى و با هزار و پانصد نفر تلف شده است و از اصطهبانات قريب دويست نفر تلف شده است ، الحمد الله در شيراز ديگر هيچ ناخوشى نيست ، در شيراز خيلى تلف نشده است ، بايد به قدر دويست نفر بيشتر تلف نشده باشند .
ديگر آنكه از قراريكه از دشتى و دشتستان خبر رسيده در آنجا اغتشاش پيدا شده و ماليات به عهدهء تعويق است . محمد ابراهيم خان حاكم دشتى و دشتستان از حكومت توپ و سرباز به جهت تقويت خواسته است . در شيراز هم اسب توپخانه نداشتند مگر پنج شش راس اسقاط ، اسب تازه خريدهاند كه توپ روانه نمايند . به همه جهت كارهاى حكومت مغشوش است .
ديگر آنكه از قرار تحقيق حسين خان و رضا خان و چند نفر از بستگان با زن و بچه در ميناب كه از بلوكات بندر عباس است مىباشند و به تجار و اهالى بندر عباس نوشتهاند و شهادت خواستهاند كه از روزى كه ما وارد اين خاك شدهايم به هيچكس اذيت و آزار نرسانيدهايم و خواهش كردهاند اين خبر را به طهران به اولياى دولت بدهند ، ولى از خارج مذكور مىشود كه آن صفحهجات را شلوغ كردهاند كه كمتر عبور و مرور قوافل مىشود .
مورخهء روز پنجشنبه سلخ ماه جمادى الثانيه سنه 1310 مطابق نوزدهم جنورى 1893 مسيحى .
از غرهء رجب 1310 مطابق 20 جنورى 1893
در مسجد جامع تعزيهخوانى بوده پيشنماز مسجد طپاليان سيد عبد الله نام چند نفر طلبه را برداشته ريخته بر سر تعزيهخوانها و بانى ، در اين ميانه دو سه نفر سرشان شكسته و يك