تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
است . به نظر نمىآيد اين حكومت را به سر برساند . ديگر آنكه يك روز سركار و الا ركن الدوله به دعوت حاجى ميرزا كريم صراف به باغ ايشان رفته‌اند ، از اين جهت خيلى از وقر حكومتى كاسته شده است ، در نظرها خيلى قبيح آمده است . ديگر آنكه ايل عرب را به حاجى نصر الله خان قشقايى داده‌اند . ديگر آنكه تلگرافى از جناب امين السلطان به جهت بيگلربيگى رسيده كه " مستقلا به سر شغل بيگلربيگىگرى خودت مشغول باش تا دستور العمل به شما برسد " . ولى بيگلربيگى كه همراه قوام الملك رفته است . ديگر آنكه نواب و الا عين الملك حاكم بهبهان و ممسنى چهار پنج روز است به سمت بهبهان حركت كرده است ، ضباط هرجا هم معين شده و تمسكات از هركس گرفته‌اند ، هركس رفتنى است در تدارك رفتن هستند . ديگر آنكه از قراريكه خبر رسيده در جم بيست و شش نفر كشته شده است ، از ضابط آنجا قاتلين را خواسته‌اند . ديگر آنكه يكى از مريدهاى حاجى سيد على اكبر تار شخص مطربى را گرفته مىبرد خدمت ايشان ، فورا تار را مىشكنند . حكومت مطلع مىشوند مىفرستند آن شخص را گرفته مىآورند چوب زيادى زده و حبس مىكنند . حاجى سيد على اكبر از اين فقره زياد متغير مىشود ، دو سه روز مسجد نرفت بعد فراشباشى و بيگلربيگى رفتند منزل حاجى سيد على اكبر ترضيه خواستند ايشان را روانهء مسجد نمودند . ديگر آنكه رضا قلى خان پسر برادر جناب نظام السلطنه از طهران وارد شيراز شده در منزل حاجى ميرزا كريم صراف منزل دارد ، اين دو سه روزه روانه خواهد شد . ديگر آنكه حكومت از تجار و علما و ضباط را واداشته‌اند تلگراف شكايت از دست قوام الملك به خاكپاى اعليحضرت همايونى كرده‌اند به اين مضمون كه " ما از اين حكومت راضى هستيم و جان ما را از ظلم قوام الملك خلاص كرديد " . ديگر آنكه حاجى نصير الملك تلگراف خدمت جناب امين السلطان كرده كه تمام اين فقراتى كه واقع شد به دستور العمل نواب و الا سهام الملك بوده است و اوضاع حكومت را بد مىبينم ، مرخص بفرماييد يا بيايم به طهران يا بروم به عتبات . از قرار معلوم هيچ تقصيرى بر نواب و الا سهام الملك نبوده ، تمام را خود سركار و الا ركن الدوله كرده‌اند ، به خيال خودشان اين كار مستور بوده تا همان روزى كه قوام الملك گرفته‌اند . جواب حاجى نصير الملك رسيده است و ايشان را مرخص كرده‌اند كه به هرجا ميل دارد برود . مورخهء روز دوشنبه هفدهم ذيقعده الحرام 1309 مطابق سيزدهم ماه جون مسيحى 1892 .

از 18 ذيقعده 1309 مطابق 14 جون 1892

ملخ زيادى در حاصل‌هاى دور شهر ريخته‌اند چون مست هستند چندان خرابى نكرده‌اند