افتاده مىبينند و اسباب را بردهاند . به قدر يكصد و سى تومان نقد و اسباب بردهاند . به وكالتخانه اظهار كردند ، فورا به حكومت خبر داده شد ، حكومت هم از قوام الملك خواستهاند . الحال در جستجو مىباشند .
ديگر آنكه ديشب كه شب سهشنبه بود در محلهء ارامنه سه چهار دكان آتش گرفته كه نزديك بوده تمام محله آتش بگيرد . مردم حمايت كردند آتش را خاموش كردند ولى خيلى ضرر به دكانها رسيده است ، تا حال التحرير هنوز آتش برپاست و محل خطر است .
مورخهء روز دوشنبه سلخ ماه محرم الحرام 1308 مطابق پانزدهم ماه سپتمبر مسيحى 1890 .
از غرهء صفر 1308 مطابق 16 سپتمبر 1890
از قراريكه مشخص شده چند سوار از طايفهء قشقايى در بيشهء زرقان منزل گرفتهاند ، اين دزديها اغلب از آنهاست . در اين تازگى دو سه مرتبه در نزديكى پل خان دزدى كرده بودند ، بعضى قافلهء زرقانى را هم مسروق ساخته بودند . يك نفر از آن سوارها مىآيد در زرقان كه اسب خود را نعلبندى كند ، اهل زرقان او را شناخته مىگيرند ، خبر به حكومت دادند حكومت هم چند سوار بهارلو روانه كردند كه آنها را بگيرند .
ديگر آنكه دو سه طايفه از ايل عرب كه به سمت يزد و كرمان رفته بودند مراجعت كرده ، مشهدى اسد الله كلانتر آنها به شيراز آمده كه قرارى در كارش بدهند .
ديگر آنكه امامزاده سيد علا الدين حسين شب دو شنبه سلخ محرم الحرام شخص كورى را بينايى داده كه به كلى از حالت كورى بيرون آمده ، چهار پنج روز است كه نقارهخانه مىزنند و مردم شادى مينمايند .
ديگر آنكه حكومت به خواهش قوام الملك فعلههايى را كه زير سيم تلگراف كار مىكردند خواستند كه " حكما فعلهها دزد هستند ، فعلهها را بدهيد تا غرامت تنخواه را بدهيم " . عاليجاه فهى صاحب رئيس تلگرافخانهء شيراز هم فعلهها را سپردند به حكومت ، دو سه چهار روز آنها را نگاه داشتند ديدند كار آنها نيست مرخص كردند ولى قوام الملك در مجالس نسبت به اجزاى تلگرافخانه و وكالتخانه حرفهاى بىاحترامانه زده بودند .
ديگر آنكه امامزاده سيد مير محمد شب پنجشنبه سيم ماه صفر فالجى را شفا داده است كه به كلى رفع فلج او شده است و نيز مردم در اينجا هم نقارهخانه زدند و شادى نمودند .
ديگر آنكه نواب مستطاب و الا معتمد الدوله قدرى رفع كسالت ايشان شده ، دو روز است كه از اندرون بيرون مىآيند ، كارهاى مردم خيلى تأخير افتاده است .
ديگر آنكه بواسطهء عبور و مرور ايلات قشقايى به گرمسير در اطراف شهر دو فرسخى سه فرسخى اغتشاش است كه اغلب قافله را مسروق ميسازند . ديگر آنكه ناظم سيم تلگراف در پشت باغ جنت چهار ميل از شهر دور زير سيم ، كشتهاى افتاده مىبيند كه گلوله زدهاند . از قراريكه مسموع شد ذغالكشى بوده كه شب بار ذغال داشته عقب مانده بوده سوارى كه بيگلربيگى شهر