جمعه و ملاك رامجرد همراه هستند .
ديگر آنكه قريب سيصد رأس گوسفند در بيضا از طايفهء قرهگوزلو سرقت كردهاند ، محصل رفته كه بگيرد .
ديگر آنكه جناب امين السلطان حاجى ميرزا كريم صراف را به خواهش خودش احضار كردهاند ، تلگراف به نواب مستطاب و الا معتمد الدوله كردهاند كه مشار اليه را محترما روانه نمايند .
اين فقره شهرت كرده كه حاجى ميرزا كريم ورشكست شده ، اغلب كه معامله داشتهاند پول خود را رفتهاند بگيرند قبض و بيجك مشار اليه را بعضى از تجار و صرافها قبول نمىكنند ، ولى ابدا كار مشار اليه مغشوش نيست .
ديگر آنكه ايل شش بلوكى از باغستان بخش مسجد بردى عبور كردهاند ضرر و خسارت رسانيدهاند ، تمام اهل مسجد بردى به حكومت عارض شدهاند ، محصل رفت احمد خان كدخداى شش بلوكى را به شيراز آورده ، بازديد كردهاند به قدر پانصد تومان ضرر به باغستان رسيده است ، هنوز حكمى در اين باب نشده .
ديگر آنكه چند روز است اطراف شهر و بيرونها سر و صدايى بلند نيست ، شهر و بيرونها منظم است .
ديگر آنكه نواب مستطاب و الا معتمد الدوله از بندر امجرد به بيضا و از آنجا به جوشك آمدهاند ، دو روز است در جوشك تشريف دارند . روز يكشنبه هيجدهم از آنجا به باغ حاجى ميرزا كريم صراف ناهار ميهمان هستند و عصر به شيراز خواهند آمد .
ديگر آنكه چند روز است هوا بقاعده سرد شده است ، به اين واسطه ناخوشى تب و نوبه زياد شده است .
ديگر آنكه از قرار مذكور حاجى نصر الله خان قشقايى از دست حاجى نصير الملك فرارا به سمت طهران رفت كه اظهار تظلم نمايد . چنين به نظر ميرسد كه باطنا به ميل حكومت است .
ديگر آنكه چند روزى اراجيف در حق حاجى ميرزا كريم صراف گفته شد ولى صدق نبود ، در كمال استقلال به كار خود مشغول است .
ديگر آنكه نواب مستطاب و الا معتمد الدوله از باغ حاجى ميرزا كريم صراف به باغ عفيفآباد رفتهاند ، تا آخر ماه در آنجا توقف دارند به جهت تغيير آب و هوا .
ديگر آنكه حاجى ميرزا كريم صراف عيال نواب احتشام الملك را پاگشا در باغ خود كرده است جميع اندرونهاى بزرگان شهر را دعوت كرده ناهار و تشريفات زياد بجا آورده است .
ديگر آنكه نواب مستطاب و الا معتمد الدوله در جوشك كه تشريف داشتند رسيدگى به آبهاى مردم كردند ، به تحريك قوام الملك حاجى ميرزا على اكبر مشهور به غول ميخواست خود و روساى دور شهر آب قنات حاجى ميرزا كريم را ببرند ، سركار و الا ملتفت شدند ، مقنى را در قنات انداختند و خواستند سياست بزرگى به حاجى ميرزا على اكبر نمايند ، امام جمعه توسط كرده از تقصير مشار اليه گذشتند ولى قرار دادند اگر مقنى مرد او را هم سياست كنند ولى تا به حال مقنى زنده است .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 368
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٣٦٨