تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
بدهد ، با كارد مىزند در پهلوى فراش كه احتمال در مردن دارد ، پسره را بيگلربيگى ميگيرد چوب زيادى مىزند و نگاه مىدارد ، حكومت ميفرستد آن پسره را مىگيرند در حبس حكومتى نگاه ميدارند . ديگر آنكه نواب مستطاب و الا معتمد الدوله حال بيست روز است كه با ناخوشى تب و نوبه و قولنج و نقرس مبتلا است كه از اندرون نيامده‌اند ، خيلى چند روز ناخوشى ايشان سخت بود كه تشويش داشت ، حال دو روز است قدرى بهتر هستند ، احتمال دارد تا يك هفتهء ديگر هم از شدت ضعف و بىحالى نتوانند بيرون بيايند . كارها تماما مختل و معوق مانده است . ديگر آنكه از قراريكه از فسا خبر رسيده باران بسيار سختى در آنجا آمده كه دو روز رودخانه بشدت مىآمده ، حاصل و زراعت و خرمن گندم و جو را خراب كرده و ضرر كلى رسانده است در شيراز هم هر روز اغلب باد و طوفان و قدرى بارندگى مىشود . ديگر آنكه اين اوقات بلا جهت قدرى جنس تسعيرى پيدا كرده ، گندم يكمن تبريز سيصد دينار الى هفت شاهى ، جو يك من يك عباسى ، كاه خيلى گران شده خروارى دوازده قران الى چهارده قران آن هم بصعوبت عايد مىشود ، اين فقرهء گرانى گاه بواسطهء شهرت تشريف آوردن اعليحضرت همايونى به فارس است . ديگر آنكه از قراريكه از كوه مره خبر رسيده سه نفر پسرهاى شكر الله خان كوه مره‌اى بلا جهت محمد رضا خان داماد ملا برفى را كه ضابط كوه مره‌جات است مقتول ساختند . خبر به حكومت رسيد ، حكم به ملا برفى به چهار بلوك شده كه قاتلين را به دست بياورند . از قراريكه خبر رسيده يك نفر از قاتلين بدست آمده و دو نفر فرار كرده‌اند ولى تعاقب آنها رفته‌اند . ديگر آنكه از قراريكه اخبار رسيده خداكرم خان باىرحمت با طايفهء خود از گرمسير به سرحد ميرفتند در بين راه ولى خان پسر خداكرم خان با دويست نفر سوار بختيارى غفلتا به خداكرم خان قريب چهل تير گلوله خالى مىكنند و ( پسر ) پدر خود را مقتول ميسازد و با شمشير هم به گردن برادر خود مىزند او را هم مقتول ميسازد ، چند نفرى هم از طرفين زخمدار ميشوند ولى هنوز حكومت حكمى در اين باب نفرموده‌اند . ديگر آنكه مقرب الخاقان محمد حسن خان سرتيپ حاكم دشتى و دشتستان روز يكشنبه بيست و دويم به محل حكومت خود روانه گرديد . ديگر آنكه سارقين كه نزديكى ده‌بيد به قدر هفتصد تومان از مال قافلهء يزدى به سرقت برده بودند بدست آمده ، دو نفر عرب و دو نفر قشقايى بوده‌اند ، دو نفر عرب را گرفته به شيراز آوردند و احمد خان كلانتر شش بلوكى هم غرامت جميع اموال را متعهد شده بدهد ، دو نفر قشقايى را بدست نداده است . ديگر آنكه جفريز صاحب ناظم سيم تلگراف در راه مشغول تعمير سيم بوده است ، پشت باغ گلشن قوام الملك كه به قدر سه ميل از شيراز دور است چادر زده است با غلامهاى تلگراف و فلعه مشغول كار هستند . شب جمعه بيست و هفتم نصف شب چادر مشار اليه را پاره مىكنند ، صندوقى كه لباس و اسباب و پول نقد در آن بوده سرقت مىكنند . صندوق خالى را صبح در پانصد قدمى چادر