ديگر آنكه كارهاى حكومتى از قرار سابق است ولى چند روز است بيشتر به عرض و داد مردم رسيدگى مىشود .
ديگر آنكه رضا قلى ميرزا قاتل حاجى محمد ابراهيم خان را حسب الامر اعليحضرت همايونى به طهران خواستهاند . مغلولا به دست حاجى صمصام الملك سپردند كه تحت الحفظ به طهران برساند .
ديگر آنكه ميرزا احمد خان نائينى كه حاكم بهبهان شد دو سه روز است روانهء بهبهان شده . و نيز حاجى صمصام الملك روز بيستم روانه خواهد شد .
ديگر آنكه خليل ميرزا رئيس تلگرافخانهء ايرانى معزول شد و برادر مشار اليه جليل ميرزا به رياست تلگرافخانهء شيراز وارد گرديد .
ديگر آنكه يك نفر از مقصرين زوجهء عاليجاه اسميت صاحب بواسطهء ناخوش بودن به حكم سفارت جليله مرخص شد . ديگر آنكه چند روز است هوا بسيار گرم كرده قدرى هوا عفونت پيدا كرده ناخوشى گلودرد بسيار شده است .
ديگر آنكه تلگرافى كه از اعليحضرت اقدس همايونى به جهت سركار و الا احتشام الدوله رسيده بود صورت آن را به همهجا فرستادند ، و روز بعد آبدست ترمهء كشميرى سفيد به جناب حاجى نصير الملك خلعت دادند . ديگر آنكه غله از قبيل گندم و جو فراوان است ارزان است ، گندم يك من تبريز از سيصد دينار الى هفت شاهى ، جو يك من سه شاهى ، ولى در بلوكات مثل فيروزآباد و آن صفحات گندم يك من 5 شاهى و جو دويست دينار است .
ديگر آنكه حاجى صمصام الملك نقل مكان در بيرون شهر كرده ، هنوز حركت نكردهاند .
مورخهء چهارشنبه غرهء ذى قعده 1305 مطابق يازدهم جولاى 1888 .
از 2 ذيقعده 1305 مطابق 12 جولاى 1888
افواها خبر به سركار و الا احتشام الدوله دادهاند كه ناخوشى طاعون در بيضا و اردكان و سيمران و در ايل قشقايى بروز كرده ، ايشان و اهل شهر بسيار اضطراب پيدا كردند . بعد از تحقيقات لازمه معلوم شد كه تب گرم بوده و در بيضا بواسطهء گاو ميران هوا بسيار تعفن پيدا كرده است ، محصل مخصوص فرستادند كه برود التزام بگيرد هرچه گاو مىميرد خاك كنند .
ديگر آنكه در كازرون گاو جاميش و گراز و خرس زياد مىميرد ، حال در حومهء شيراز هم سرايت كرده ، در اغلب از بلوكات گاو زياد مىميرد .
ديگر آنكه حاجى نصر الله خان قشقايى حاكم بوانات رفت به كام فيروز كه از آنجا به بوانات برود .
ديگر آنكه سه نفر غلام از قوام الملك يك نفر ميوهفروش را زخم زياد زدهاند كه به حالت مردن است . غلامها را سركار و الا احتشام الدوله حكما از قوام الملك خواستهاند .
ديگر آنكه سركار و الا احتشام الدوله به ديدن جناب آقا ميرزا محمد على مجتهد رفتند .
ديگر آنكه دو نفر در شاه چراغ با يكديگر نزاع كردند يك نفر مقتول شد ، كسانش قاتل را