ببرد . جناب صاحب ديوان مجددا سوار از باصرى و تفنگچى از هرجا تعاقب رضا خان فرستادند و با حاجى صمصام الملك گفتهاند بايد ثانيا سرباز برود . مشار اليه جواب كرده كه سرباز نمىتواند پياده تعاقب سوار برود ، اسب به سرباز بدهيد تا اينكه بتواند برود . از قرار مذكور رضا خان در كوه قريب به جهرم بوده سوار و تفنگچى اطراف كوه را گرفته بودند ، شب هنگام از ميانهء آنها در رفته ، الحال قريب بندر عباس هستند . حاجى فضلعلى خان با جمعيت سوار و تفنگچى در جهرم مانده اخبار به جناب صاحب ديوان داده ، هنوز حكمى صادر نشده است .
ديگر آنكه جناب صاحب ديوان سيصد تومان نقد به عيال آزاد خان داده و جيرهء عليق او را در حق ورثهاش قرار داده منصب و مواجبش را در حق برادرش مقرر كردهاند .
ديگر آنكه تخت و جراح به جهت محمد على خان ابو الوردى فرستاده او را به شهر آوردند ، مشغول معالجهء زخم او هستند .
ديگر آنكه حاجى آقا باباى كازرونى كه محض قرار كار كازرون به شهر آمده بود قرار قسط كازرون را داده خلعت پوشيد روانهء كازرون شد ، نرسيدهء كازرون حضرات كازرونى او را كشتند .
از قرار مزبور كشتن حاجى آقا بابا به دستور العمل سيد مهدى كازرونى بوده است . جناب صاحب ديوان سيد مهدى را در اينجا گرفته نگاه داشتهاند و شاهزاده تفنگدارباشى را نواب و الا جلال الدوله فرستادهاند به كازرون كه قاتلين را گرفته به شهر بياورد .
ديگر آنكه چهار نفر سارق طايفهء سردكلو كه در محبس حكومتى بودند جناب صاحب ديوان حكم كردند دو نفر را پنجه و دو نفر را پى بريدند .
ديگر آنكه نواب و الا جلال الدوله روز عيد از باغ به شهر آمده سلام نشستند ، عصرى مراجعت كردند ، شب هنگام صندوقخانهء ايشان را در باغ دزد مىزند ، به جناب صاحب ديوان اطلاع مىدهند . جواب مىدهند اين مطلب ابراز نكند آنچه بردهاند غرامت مىدهم .
ديگر آنكه ميانهء طايفهء بهارلو به هم خورده است ، عزيز خان پسر نصر الله خان و حسين خان پسر زن ميرزا شيخ على خيال دعوا دارند .
مورخهء صبح شنبه بيست و هشتم شهر ذيحجه الحرام 1304 مطابق هيجدهم سپتمبر 1887 .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 295
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٢٩٥