سال 1305 وقايع اتفاقيه دار العلم شيراز
از غرهء محرم 1305 مطابق 19 سپتمبر 1887
حاجى فضلعلى خان با سوارهايى كه تعاقب رضا خان رفته بودند مراجعت كردند .
ديگر آنكه جناب صاحب ديوان نايب حسين خان را فرستادند پل تيلهكان رودخانهء بند امير را بسازد و ايل عرب كه از آنطرف عبور مىكند ماليات آنها را بگيرد .
ديگر آنكه در جهرم چند نفر مقصر در بست رفته بودند ، آدم سليمان خان حاكم يكى از آنها را در بست گلوله مىزند ، اهل جهرم شورش مىكنند . سليمان خان بطور فرارى به شهر آمده .
ديگر آنكه حضرت و الا ظل السلطان به جهت وصول ماليات ده نفر سوار قزاق با يك نفر صاحبمنصب فرستادهاند كه قسط برج به برج را بدون مهلت بگيرند .
ديگر آنكه چند شب است در شهر بناى دزدى شده دو سه خانه را بريدهاند . ديگر آنكه بيرونها بسيار شلوغ است قافله از كوار به شهر مىآمده قريب جعفرآباد كه يك فرسخ و نيمى شهر است دزد مىزند ، آنچه تنخواه داشته مىبرند . به حكومت عارض مىشوند ، چون ايام عاشورا است و مشغول تعزيهدارى هستند حكمى نكردند . ديگر آنكه قافله از كرمان به شهر مىآمده دو فرسخ و نيمى شهر ده دوازده سوار بهارلو در قافله مىريزد چهار صد تومانى نقد و مال التجاره همراه داشته مىبرند .
ديگر آنكه تفنگدار باشى نواب و الا جلال الدوله كه محض گرفتن قاتلين حاجى آقا بابا كازرونى به كازرون رفته بود در نودان رفته سه نفر از آنها را مىگيرد كه به كازرون بياورد ، در بين راه جمعى سوار به روى آنها مىريزد قاتلين را پس مىگيرند .
ديگر آنكه قافلهاى از بيضا به شهر مىآمده در پوزهء سنقرى كه يك ميدانى شهر است سه نفر سوار به قافله مىزنند ، جزيى تنخواه همراه داشته مىبرند .
ديگر آنكه حاجى محمد ابراهيم خان حاكم كازرون پس از كشته شدن حاجى آقا بابا از بابت عمل كازرون استعفا نموده و به توسط تفنگدارباشى نواب و الا جلال الدوله عريضه كرده و پيشكش داده كه استعفاى او را قبول نمايند .
ديگر آنكه ايل عرب به هرجا و هر قافله كه مىرسند مىچاپند . ميرزا حسين خان مؤتمن الملك خيال رفتن به گرمسيرات را دارد كه بلكه بيرونها را منظم كند .
ديگر آنكه حاجى ميرزا محمد رضا اصطهباناتى كه از اعيان اصطهبانات بود در منزل خودش