ديگر آنكه مقرب الخاقان معير الملك مجلس عيشى به جهت پسر خود گرفت ، هفت شبانه روز تمام اعيان و بزرگان را به ضيافت طلبيده پذيرايى خوبى از هركس نمود .
ديگر آنكه حاجى غفار خان سرتيپ را به جهت محصلى وصول ماليات از ايلخانى با چهل پنجاه نفر سوار سرباز حكومت روانه كرد از قرار مذكور ايلخانى و داراب خان سى و دو هزار تومان باقى دارند .
ديگر آنكه باران با موقع خيلى خوب از روز شنبه تا صبح يكشنبه آمد ، خيلى با فايده براى زراعت است .
ديگر آنكه صبيهء ميرزا عبد الله خان معز الملك را به جهت آقا شيخ عبد الطيف معين الشريعه پسر جناب امام جمعه عقد كردند ، اين چند شب عروسى خواهند نمود . ديگر آنكه از قرارى كه خبر رسيده قوام الملك از لار مراجعت به داراب كرده ، الحال به داراب متوقف است .
ديگر آنكه اموالى كه طايفهء بهارلو از طايفهء درهشولى قشقايى به غارت برده بودند جناب صاحب ديوان حكم كرده از طرفين به شيراز حاضر شوند ، به قسم رفع ادعاى يكديگر را بنمايند .
ديگر آنكه چند شب استمرارا از سربازهاى فوج كمره مىرفتند در زمينهاى ده بزرگى علف مىدزديدند . رعاياى ده بزرگى خدمت جناب صاحب ديوان عارض مىشوند و شكايت از دست سربازها مىنمايند . معظم اليه حكم دادند كه هر وقت باز سربازها آمدند علف بدزدند بگيريد نگاه داريد و اطلاع بدهيد . تا دو سه شب قبل دو نفر سرباز مىروند علف بدزدند ، اهل ده بزرگى در كمين بودند ، يكى از آنها را مىگيرند مىبرند كه نگاه بدارند . يك نفر ديگر فرار كرده مىرود به سربازخانه اطلاع مىدهد . به قدر دويست سيصد نفر سرباز جمع مىشوند مىروند در ده بزرگى چهار پنج خانه را غارت مىكنند . ده بزرگىها هم جمع مىشوند كه نگذارند . دعواى بزرگى واقع مىشود ، از سربازها ده دوازده نفر زخمدار مىشوند با يك نفر سلطان ، و از ده بزرگى قريب بيست و شش نفر زخمى مىشوند . اين خبر به جناب صاحب ديوان در دلگشا مىرسد .
حكم مىكند كه سربازها را ببرند در حضور نواب و الا جلال الدوله تنبيه نمايند و هرچه هم مال ده بزرگى به غارت رفته گرفته مسترد سازند ، ولى مشكل است كه از اموال غارت شده چيزى دستگير شود .
ديگر آنكه نوابه بدر الدوله ادعايى به حاجى ضياء الملك برادرزادهء مرحوم مشير الملك داشت ، مشار اليه حرف حساب هم در مقابل دارد ولى مشار اليه را به حكم حضرت و الا ظل السلطان در تلگرافخانه نگاه داشتند و هزار تومان گرفته مرخص نمودند .
ديگر آنكه اطراف داراب و فسا از قرار مذكور خيلى اغتشاش دارد ، دزدى زياد مىشود .
ديگر آنكه بيان الملك از جانب جناب صاحب ديوان مىرود به اصفهان كه قرارومدار سال نو را بدهد ، در دلگشا نقل مكان كرده اين دو روزه خواهد رفت .
مورخهء شنبه بيست و سيم شهر جمادى الثانى 1304 مطابق نوزدهم ماه مارچ 1887 .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 282
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٢٨٢