تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
را بخواهيد روانهء شيراز فرماييد باز در شهر اغتشاش مىكند ، حال قدرى خلق شيراز آرام گرفته‌اند " . و به سيد مىگويد كه رفتن شما هم در اين هواى سرد مناسب نيست ، بهتر اين است اين زمستان را تا شب عيد در همين جا بمانيد ، بعد از عيد به هرجا كه مىخواهيد برويد . اين اخبار را يكى از بستگان حاجى سيد على اكبر اظهار داشته بود ، به گوش جناب صاحب ديوان مىرسد او را مىگيرند و حبس مىنمايند . ديگر آنكه روز بروز تسعير اجناس رو به ترقى است ، گندم خوب الحال يك من بيست و سه شاهى است و جو يك من هفتصد دينار است . ديگر آنكه صاحب‌منصبان جهاز امريكايى از تخت جمشيد به شيراز مراجعت كرده يك روز در همان دلگشا توقف كرده روانهء بندر بوشهر گرديدند . ديگر آنكه اطراف فارس بواسطهء ايلات خمسه و ايل قشقايى بسيار مغشوش است . ديگر آنكه جناب صاحب ديوان يك هفته است ناخوش و بسترى هستند ، اول اسباب تشويش بود ولى به خير گذشته ، دو روز است قدرى بهتر شده‌اند . ديگر آنكه نرخ اجناس از قرار قبل است ، تفاوتى نكرده ولى بواسطهء نيامدن باران خلق مضطرب هستند و اين دو ماهه محرم و صفر فرجى براى مخلوق بود ، روضه‌خوانى و شبها سفره دادن . احتمال دارد در اين ماه قدرى اغتشاش از بابت نان بشود . ديگر آنكه عاليجاه دكتر ريمنت كه از كرمانشاهان با اسب و قاطر آمده بود روز شنبه 26 ربيع الاول بطور چاپارى روانهء بندر بوشهر گرديد . ديگر آنكه اغتشاش در بيرونها به همان قسم سابق است . ديگر آنكه قوام الملك خيال رفتن به داراب را دارد ، جناب صاحب ديوان مانع از رفتن مشار اليه است زيرا كه تصور مىكند كه اگر مشار اليه برود باز شهر مغشوش شود . ديگر آنكه چند روزيكه جناب صاحب ديوان ناخوش بودند خبر فوت ايشان در بيرونها شدت كرده بود ، اغتشاش بهم رسانيده قسطى كه از قشقايى مىآوردند حاملين قسط را برگردانيده به شهر نياوردند . ديگر آنكه تفنگدار نواب و الا جلال الدوله را حكومت مأمور نموده بود كه برود فيروزآباد نزد مقرب الخاقان ايلخانى كه قسط ماليات بگيرد ، در بين راه مشار اليه را برهنه مىكنند و اسباب او را تماما مىبرند ، معاودت به شهر مىنمايد . هنوز مشخص نشده كه حضرات سارق از چه طايفه‌اى هستند . ديگر آنكه قاصد پست از بوشهر به شيراز مىآمده در راه كازرون آنچه امانت همراه داشته مىگيرند و كاغذهايش را مىدهند و روانهء شيراز مىنمايند . هنوز معلوم نشده سارق كيست . ديگر آنكه سه هزار خروار جنس مالياتى كه موقوف شده بود ثانيا بطور تشدد مطالبه مىنمايند و اين سه هزار خروار را بايد جناب صاحب ديوان و بستگان ايشان بدهند ، مىخواهند از ملاك بگيرند ، به تحريك خود جناب صاحب ديوان تمام ملاك با شيخ الاسلام را فرستادند به
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 277 | على اكبر سعيدى سيرجانى