مشار اليه صبح شنبه 2 صفر در منزل خود مجلس خلعتپوشان گرفت .
ديگر آنكه چند نفر از حضرات قلاتى به شهر مىآمدند قريب به دهى كه سه فرسخى شهر است طايفهء صفى خانى به روى آنها ريخته آنها را برهنه مىنمايند ، حضرات قلاتى مراجعت نموده اطلاع به كدخدا و كسان خود داده ، جمعى از قلات سوار مىشوند مىروند در گردنهء بيضا ، يه يكديگر مىرسند از طرفين تير و تفنگ مىشود ، يك نفر از قلاتى و سه نفر از طايفهء صفى خانى كشته مىشود و چند نفر هم از طرفين زخمدار شدند . حكومت هنوز رسيدگى نكرده است .
ديگر آنكه ( شخصى كه ) عمل شنيع كرده بود حكومت او را گرفته و گوش او را بريده در كوچه و بازار گردانيدند . ديگر آنكه عمل نان خراب است خبازان يك من يك قران و يك قران و صد دينار بتفاوت مىفروشند . جناب صاحب ديوان روزى هزار من گندم در يك من سه عباسى و هزار من جو در يك من پانصد دينار و هزار من ذرت در يك من دو عباسى تحويل حاجى ميرزا كريم صراف مىنمايد كه مشار اليه به حضرات خبازان نان تاوه برگردان بدهد كه نان را به همين قيمت بفروشند .
ديگر آنكه شب ششم صفر عيد مولود اعليحضرت اقدس همايونى بازار و ميدان را چراغانى و در ميدان توپخانه آتش بازى نمودند .
ديگر آنكه نواب و الا جلال الدوله در بند امير شكار ماهى رفته مراجعت نمودند . ديگر آنكه ايلخانى و داراب خان ايلبيگى روانهء ايلات شده كه معجلا اقساط ديوانى خود را تمسك سپردهاند برسانند .
ديگر آنكه هشت نفر از صاحبمنصبان جهاز جنگى امريكايى محض سياحت به شيراز آمدند ، چون سفارش از جانب مشير الدوله وزير دول خارجه به حكومت فارس شده بود كه از آنها پذيرايى نمايد ، جناب صاحب ديوان حضرات را در دلگشا منزل دادند ، شام و ناهار هم مهمان معزى اليه بودند ، سه روز توقف كرده رفتند به تخت جمشيد .
ديگر آنكه اجناس رو به ترقى است . جناب صاحب ديوان آدم مخصوص روانهء بند بوشهر كردهاند كه گندم خريده حمل شيراز نمايند .
ديگر آنكه بلوكات فارس از دزدى كردن ايلات بسيار مغشوش است ، خصوصا ايل عرب و قشقايى كه زياد دزدى مىكنند ، بدون خوف و واهمه مىچاپند .
مورخهء سهشنبه نوزدهم شهر صفر المظفر سنه 1304 مطابق شانزدهم ماه نومبر 1886 .
از 20 صفر 1304 مطابق 17 نومبر 1886
از قراريكه خبر رسيده حضرت و الا ظل السلطان جمعه هشتم شهر صفر المظفر از شكار وارد اصفهان شدهاند . روز بعد حاجى سيد على اكبر مجتهد كه از شيراز او را خواسته بودند شرفيابى حاصل نموده ، حضرت و الا نهايت اظهار مرحمت به مشار اليه نموده و اين شعر را براى سيد خواندهاند "
گفتگو آئين درويشى نبود - * ورنه با تو ماجراها داشتيم
" . نوشتجاتى چند از علماى شيراز كه فتواى به جنون سيد نوشته بودند ، حضرت و الا نشان سيد دادهاند كه نوشته بودند : " هرگاه سيد