به جهت سركشى املاك خود به سيوند رفته ده روز سفر ايشان طول ميكشد و در ضمن هم خيال دارند پل سيوند را كه حال دو سه سال است خراب شده بازديد كرده تعمير نمايند .
ديگر آنكه نواب جلال الدوله به چنار راهدار شكار چهار پنج روزه رفته چادر و دستگاه همراه برده بودند ، باد و طوفان چادر و دستگاه ايشان را بهم زد ، آمدهاند در باغ عفيفآباد قوام الملك منزل كردهاند . ديگر آنكه چند روز است هوا خيلى خوب شده بارندگى كمتر است تازه شكوفه باز شده است . ديگر آنكه در بيرون و شهر تازه اتفاقى نيفتاده است كه قابل عرض باشد . چند نفر رعيت از طايفهء لشنى با رعاياى ملك شيخ الاسلام دعوا كرده دو نفر از طرفين مقتول مىشود و چند نفر زخمى ، طرفين به حكومت عارض شدهاند ، حكومت ده نفر سوار ميفرستد كه بروند نزد كدخداى ارسنجان هرچه او تصديق كرد از آن قرار حكم كند . سوارها نزد كدخداى ارسنجان نرفته اول ميروند كه رعاياى لشنى را بگيرند ، مردها فرار مىكنند ، سوارها دست بغارت ميگذارند ، چون اين طايفهء لشنى در هر دهى از دهات خفرك و مرودشت رعيتى دارند اين سوارها جمعيت ميكنند به هر دهى كه ميرسند كه از اين لشنىها را بگيرند مردها فرار مىكنند خانهشان را ميچاپند و زنها را اسير مىكنند . ملاك همه به حكومت عارض شدهاند ، حكومت از حكم خود پشيمان شده و پى در پى حكم به دست ملاك ميدهد كه كسى مزاحم رعاياى فلان ده نشود ، در خفرك و مرودشت از قراريكه مىگويند محشر غريبى برپا شده است .
ديگر آنكه حكومت تفنگدارى را مأمور مىكند كه مقصرى را از جهرم گرفته بياورد ، ضابط جهرم مقصر را در مزرعهاى كه حنا نام دارد نشان ميدهد بواسطهء آنكه با صاحب مزرعه دشمنى داشته ، تفنگدار هم سوار و جمعيت از ضابط گرفته ميرود تمام آن مزرعه را كه قريب صد خانوار بوده ميچاپد ، گاو و گوسفند زياد و اثاث البيت و زن و بچهء آن مزرعه را از جهرم برداشته به شيراز مىآورد . بعد از چند روز صاحب آن مزرعه مطلع مىشود به حكومت عارض مىشود ، حكومت هم جواب مهملى به صاحب ملك داده اموال آن بدبختها به كلى تلف و تفريط شد . اين اوقات خيلى ظلم و تعدى مىشود .
ديگر آنكه موتمن الملك حاكم بوشهر به كازرون آمده ، تا هفتم ماه در آنجا توقف خواهد كرد . ديگر آنكه جناب صاحبديوان از سيوند مراجعت نمودهاند . روز پنجشنبه دويم جمادى الثانى مقربى الخاقان قوام الملك از داراب و مؤتمن الملك از بوشهر وارد شيراز شدند كه براى روز عيد حاضر باشند .
ديگر آنكه روز عيد وقت تحويل حمل نواب و الا جلال الدوله در كاخ نشسته علما و بزرگان و اشراف جميعا حاضر شدند ، بعد از تحويل تمام حاضرين را شاهى و اشرفى دادند ، روز بعد را سلام عام نشستند و بيست و يك توپ شليك كردند .
ديگر آنكه مأمورين كه به گرفتن مقصرين طايفهء لشنى رفته بودند مبالغ كلى اموال آن بيچارهها را تلف كرده بودند بعد كه جناب صاحبديوان حكم دادند كه اموال مردم را مسترد سازند به قدر هزار تومان از گاو و گوسفند پس گرفتند و ما بقى اموال آنها را ديگر پس ندادند آن چند نفر
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 238
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٢٣٨