تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
موت است . ديگر آنكه در چندى قبل يك صندوق قند درب دروازه اصفهان سرقت شده بود ، حكومت حكما سارقين را خواست ، بعد از دو سه ماه قندها را دانه‌دانه زير بغل ضعيفه‌اى در محلهء يهوديها كه ميخواسته بفروشد ميگيرند ، سارقين را نشان ميدهد ، پنج شش نفر بوده‌اند ، تمام را گرفتند الحال در حبس هستند . ديگر آنكه در دو ماه قبل مال التجاره‌اى از حضرات فارسى كه در شيراز هستند سرقت مىنمايند ، به حكومت عارض ميشوند ، در تفحص بودند ، الحال در كربال در طايفهء باصرى پيدا شده است و سارقين را بدست آورده‌اند و حبس نمودند . ديگر آنكه يك نفر سارق كه متصل دزدى ميكرد گرفتار شده حكومت حكم كردند دو پى او را بريدند . ديگر آنكه حاجى ميرزا احمد خان داماد مرحوم مشير الملك را با سيد ميرزا آغا كه آدم مرحوم مشير الملك بود با دوازده نفر از عمله‌جات خلوتى مرحوم مشير الملك را حضرت و الا ظل السلطان خواسته‌اند كه رفع ادعاى حاجى ميرزا محمد داماد ديگر مرحوم مشير الملك را بنمايند ، تا اول ماه ربيع الثانى روانهء اصفهان خواهند شد . ديگر آنكه حاجى ميرزا احمد خان داماد مرحوم مشير الملك شب هنگام از شيراز فرارا روانهء اصفهان گرديد ، جناب صاحبديوان تا مطلع شدند چند سوار تعاقب مشار اليه فرستادند ، او را رجعت به شيراز دادند ، يك شبانه روز در خدمت جناب صاحبديوان ماند و مجددا او را مرخص نموده روانهء اصفهان شد . ديگر آنكه مقرب الخاقان قوام الملك اردو بيرون زده است كه برود به داراب ، اين دو سه روزه خواهد رفت . ديگر آنكه حضرت و الا ظل السلطان بنا به خواهش جناب صاحبديوان اشخاصى را كه به اصفهان احضار فرموده بودند رفتن آنها را موقوف نمودند سواى نواب جلال الدوله و جناب صاحبديوان ديگر هيچكس به اصفهان نخواهد رفت و ايشان هم قبل از عيد نوروز از شيراز حركت خواهند كرد . ديگر آنكه محمد حسين خان پسر مرحوم محمد عليخان ايلخانى كه در شيراز چند سال است منزوى بود فوت گرديد . ديگر آنكه مقرب الخاقان قوام الملك نقل مكان در دلگشا نمود ، برف بسيار سنگينى آمد كه راهها مسدود شد ، تا ( آخر ) هفته در دلگشا توقف نمود ، قدرى كه راه باز شد از سمت كوار به داراب رفت . ديگر آنكه اين برف خيلى از خانه‌ها را خراب كرد ، نصف بيشتر درختهاى باغستان و نارنجها را خرد كرد ، ضرر كلى به خلق وارد آمد . ديگر آنكه ايلخانى قشقايى يكى از نوكرهاى خود را از بس كه چوب زده زير چوب مرده است ، اقوام آن شخص به حكومت عارض شده‌اند ، حكومت هم از جانب حضرت و الا ظل السلطان محصل فرستاده‌اند كه ايلخانى را به شيراز بياورند .