تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣

از 19 صفر 1302 مطابق 8 ديسمبر 1884

حاجى ميرزا حسن تاجر مشهور به ترك ادعايى بر حاجى ميرزا ابراهيم تاجر كه خود را بستهء به دولت عثمانى ميداند دارد ، حال كه قريب دو سال است كه اين گفتگو در ميان بوده در غياب جناب صاحبديوان نايب حسين كه فراشباشى جناب معزى اليه است فرستاده حاجى ميرزا ابراهيم را آورده بود نگاه داشته ، اين خبر را به جناب مخبر الدوله كه الحال وزير تجار است مىدهد ، ايشان هم به حضرت و الا ظل السلطان ، تلگراف تغيرآميزى به نايب حسين كرده بودند كه تو را چكار كه دخل و تصرف در عمل تجار مينمايى ؟ . حاجى ميرزا ابراهيم و حاجى ميرزا حسن را در تلگرافخانه حاضر كردند بقسمى به حكم جناب مخبر الدوله عمل آنها را تجار قرار داده بگذرانند . ديگر آنكه جناب صاحبديوان از بيرون به نايب حسين مىنويسند كه پسر پنجعلى را با يك نفر ديگر كه همراه مشار اليه است و در بيرون دروازهء قصابخانه منزل دارد بدون اطلاع قوام الملك فراش بفرستد بگيرد حبس كند تا خود ايشان به شيراز بيايند ، او هم بيست نفر فراش و دو نايب ميفرستد آنها را گرفته مىآورند . اين خبر به قوام الملك ميرسد ايشان هم فراش و جمعيت مىفرستد كه هرجا فراشها برسند آنها را زده پسر پنجعلى را گرفته بياورند . فراش و جمعيت قوام الملك به فراشهاى نايب حسين ميرسند آنها را تماما گرفته مىبرند پيش قوام الملك ، پس از بردن به خانهء قوام الملك نايبى با تعليقهء جناب صاحبديوان نايب حسين ميفرستد نزد قوام الملك كه جناب صاحبديوان چنين حكم كرده‌اند . جواب ميدهد بسيار خوب ولى بايد خودم نگاه دارم تا جناب صاحبديوان بيايد . گويا نايب قدرى بىاحترامانه سخن ميگويد ، قوام الملك حكم مىكند زياد نايب را توسرى ميزنند . بنقد شهر آشوب است چونكه حكومت با دو نفر است . ديگر آنكه حاجى محمد حسين قطب آبادى از محالات جهرم كه در چندى قبل آدم كشته بود و مقصر بود و بعد پيشكش به حكومت داده رفت به جهرم ، در چند روز قبل كه جناب صاحبديوان به جهرم رفته بود مشار اليه آمده بود خدمت جناب صاحبديوان ، در مراجعت او را با گلوله زدند ، بعضى ميگويند كه زخمش منكر است ، بعضى ميگويند علاج‌پذير است . ديگر آنكه از جانب حضرت و الا ظل السلطان چند خلعت به حاملى محمد اسماعيل خان تفنگدارباشى براى حاكم و اعيان فارس آوردند ، سردارى ترمهء شمسه‌دار براى نواب جلال الدوله ، جبهء ترمه براى جناب صاحبديوان ، جبهء ترمه براى جناب حاجى نصير الملك ، جبهء ترمه براى مقرب الخاقان محمد رضا خان قوام الملك ، جبهء ترمه براى مقرب الخاقان ميرزا عبد الله مستوفى و وزير ماليات فارس و نيز لقب خانى و منصب پيشكارى به مشار اليه التفات شده است . ديگر آنكه به جهت تشريف‌فرمايى موكب همايون به اصفهان نواب جلال الدوله و جناب صاحب ديوان ميروند به اصفهان و جناب حاجى نصير الملك و جنابان امام جمعه و شيخ الاسلام و چند نفر از ضباط مثل جمال خان دشتى و ميرزا حسين خان برازجانى و فتحعلى خان جراشى و فتحعلى خان نيريزى را خبر كرده‌اند كه بيست روز قبل از نوروز در شيراز حاضر باشند كه در خدمت نواب جلال الدوله
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 233 | على اكبر سعيدى سيرجانى