ديگر آنكه ناخوشى تب و نوبه شيوع دارد ، اغلب مردم گرفتار ناخوشى هستند .
ديگر آنكه اموالى كه از حاج هندى و سايرين در خاك ابرقوه سرقت كرده بودند ، از قرار تقرير حكومت آن اموال به عين گرفته شده و سارقين هم دستگير شدهاند .
ديگر آنكه حضرت و الا ظل السلطان جنابان صاحب ديوان و قوام الملك را به تلگرافخانه حاضر كرده و مطالبهء قسط به سختى از ايشان نمودند ، هرچه خواستند كه قدرى فرجه بدهند فايده نبخشيد ، پانزده هزار تومان علاوه از قسط هر ماهه مطالبه دارند ، به قدر ده هزار تومان از خودشان جمع كردهاند كه بفرستند ، با وجوده ميرزا رضاى حكيم را از اصفهان مأمور كرده بچاپارى روانه نمودند كه بيايد قرار درستى در عمل ماليات و اقساط بگذارد .
ديگر آنكه در آبادهء طشك يك نفر از كدخداى لشنى و دو نفر را زخمى و يك نفر را مقتول نموده ، به جناب قوام الملك اطلاع دادهاند ، فورا سوار بهارلو فرستادند كه قاتل را بگيرد . پسر آن كدخدا در شيراز بود ، او را هم گرفته محبوس نمودند . از قرار مذكور در بيرونها اين اوقات بسيار مغشوش است ، قتل و دزدى زياد مىشود ، در شهر هم اغلب شبها خانهها را مىبرند ولى نه دزد و نه اموال هيچكدام پيدا نمىشوند .
ديگر آنكه خبر تلگرافى رسيد كه حاجى ميرزا شفيع مستوفى و سررشتهدار ماليات فارس در طهران فوت شده ، جناب مشير الملك در مسجد خود ختم گذارده است ، اقوام و ارقاب آن مرحوم در سر ختم نشستهاند .
ديگر آنكه حاجى نصير الملك اين دو روزه خيال رفتن بهبهان را دارند ، گويا در آن صفحات اغتشاش بهم رسيده ، به قدر پانصد نفر سرباز و چندين سوار همراه مشار اليه خواهند فرستاد .
ديگر آنكه شيخ احمد در گلهدار و گاوبندى بناى هرزگى را گذارده ، بنا به خواهش محمد ابراهيم بيگ نايب الحكومهء گلهدار سوار و سرباز و توپ به جهت نظم آنجا اين دو سه روزه فرستاده خواهد شد .
ديگر آنكه در خاك كرمان از عملهجات امام قلى خان قشقايى رفته بودند مال التجاره از تجار سرقت كرده بودند ، اين خبر به جناب قوام الملك مىرسد ، فورا سوارهاى بهارلو را به تعاقب آنها ميفرستد ، قريب به خنج و افروز به سارقين ميرسند ، دعوا ميكنند ، يك نفر از سارقين كشته مىشود و هشت نفر دستگير و ما بقى فرار كرده ميروند در برجى كه نزديكى آنجا بوده . سوارها مراجعت مىكنند ، دو بار قماش هم از سارقين گرفته با هشت نفر كه دستگير شده در راه هستند كه به شيراز بياورند .
ديگر آنكه ميرزا رضاى حكيم كه از جانب حضرت و الا ظل السلطان محصل شصت تومان باقى بود ، تنخواه مزبور را وصول كرده در مشرقين نقل مكان نموده امشب ميرود .
ديگر آنكه محصل مخصوص عقب امام قليخان قشقايى فرستادهاند كه او را با سارقين به شيراز بياورند . افواها مذكورست كه احتمال فرار كردن دارد يا آنكه بيايد در مسجد نو بست بنشيند .
ديگر آنكه ايلخانى قشقايى را كه حضرت و الا ظل السلطان احضار كرده بود حكومت مانع
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص١٩٧