تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
ديگر آنكه عاليجاه امام قلى خان را احضار به شيراز نمودند كه مؤاخذهء كشتن قاتل پسر سهراب خان را از مشار اليه بنمايند كه چرا بدون اذن حكومت قاتل را كشته‌اند . مؤاخذهء حكومتى از مشار اليه نموده مرخص شده مراجعت نمود . ديگر آنكه برادر قاتل پسر سهراب خان و پنج نفر از طايفهء شش بلوكى را كه متفق بودند گرفته به شيراز آوردند ، در محبس حكومتى حبس هستند . ديگر آنكه بيوك خان سرهنگ توپخانه با دويست نفر توپچيان مقدم مأمور به خدمت وارد شيراز شده‌اند و سليمان خان ياور توپخانه با توپچىهاى خرقانى كه در شيراز ساخلو بودند مرخص به طهران شده مىروند . ديگر آنكه از قرار مذكور دو فوج فريدن اصفهان و گلپايگانى عريضه به نواب مستطاب و الا ظل السلطان دام اقباله العالى عرض كردند كه " از روزيكه وارد شيراز شديم تا كنون از دو فوج هر فوجى نصف آن باقى نمانده و همه مستهلك و فوت شده‌اند ، اگر يك ماه و دو ماه ديگر در اين‌جا باشيم ديگر اثرى از ماها باقى نخواهد ماند " . نواب و الا ظل السلطان آنها را احضار به اصفهان كرده‌اند كه بروند و عوض آنها بيايند . مورخهء روز دوشنبه چهارم ماه ذيقعده الحرام سنه 1299 مطابق هيجدهم سپتمبر 1882 .

از 5 ذيقعده 1299 مطابق 19 سپتمبر 1882

عاليجاه كپيتان ويلز بچاپارى به شيراز آمد و بچاپارى به كازرون رفت كه مراجعت كرده به طهران برود . ديگر آنكه مقرب الخاقان محمد رضا خان بيگلربيگى در تدارك رفتن طهران است ، اول ماه ذيحجه حركت خواهد كرد با يكصد و پنجاه سوار جديد كه از ايلات گرفته شده . ديگر آنكه جناب شريعتمدار شيخ الاسلام فارس به زيارت عتبات رفتند . ديگر آنكه ماليات طايفهء ممسنى نرسيده بود . پيشخدمت باشى جناب صاحب ديوان مأمور شد كه برود ماليات آنجا را وصول كرده بياورد . ديگر آنكه ضابط خشت و كمارج جمعيت جمع كرده رفت روى خانهء ملا رضا كدخداى كنار تخته كه او را بگيرد ، مشار اليه از چند روز قبل مطلع بود فرار كرده به شيراز آمد و ضابط خشت پسر او را گرفته اموال و مال الدواب مشار اليه و اهل كنار تخته را غارت كرده مراجعت نمود . زنهاى ده در تلگرافخانهء انگليس ريخته پناه آورده بودند . اين خبر به توسط رئيس تلگرافخانهء شيراز به حكومت اظهار شد . حكومت مأمور مخصوص روانه كردند كه رسيدگى كرده مقصرين را تنبيه نمايد و خود ملا رضاى كدخدا در سر طويلهء جماب قوام الملك بست رفت كه رفع ظلم از مشار اليه بشود . ديگر آنكه يك عدل قماش از مال عاليجاهان مسترزهاتس و كمپنى نزديك قلعهء مشير الملك قريب به دشت ارژن سرقت كرده‌اند . به حكومت عارض شدند . از قرار مزبور دزد از طايفهء ممسنى است ، حكومت قرار گذارده يا تنخواه با غرامت تنخواه به وكيل مشار اليهما بدهد .