كرده حكم به جميع كدخدايان و كيخاها نوشتهاند كه هيچكس موضوع از ايشان نيستند ، بايد در كمال تمكين فرمانبردارى از مشار اليهما بنماييد . ولى در باطن جناب قوام الملك تفتين مىنمايد كه اخلالى در عمل قشقايى پيدا بشود كه مغشوش شود . خود ايلخانى و ايلبيگى به همين ملاحظه مىخواهند خود را از كار خلع نمايند .
ديگر آنكه از قراريكه خبر رسيده در نيريز قدرى اغتشاش بهم رسيده است ، هر روزه نزاع است و آدم كشته و زخمى مىشود . مقرب الخاقان ميرزا حسين خان پسر جناب صاحب ديوان چون نيريز در ادارهء مشار اليه است خيال دارد كه به جهت نظم آنجا برود .
ديگر آنكه رفتن نواب جلال الدوله به طهران موقوف شد و از باغ نو به شهر آمدند .
ديگر آنكه مقرب الخاقان محمد تقى خان كارگزار شيراز بچاپارى روانهء طهران گرديد ، هنوز كارگزارى به جهت شيراز معين نشده است .
مورخهء روز شنبه چهاردهم ماه ذيحجه الحرام سنه 1299 مطابق بيست و هشتم اكتبر 1882 .
از 15 ذيحجه 1299 مطابق 29 اكتوبر 1882
مقرب الخاقان محمد رضا خان بيگلربيگى روانهء طهران گرديد ، صد سوار از ايلات خمسه و پنجاه سوار از ايل قشقايى همراه مشار اليه روانه كردند كه سان بدهد .
ديگر آنكه نواب عليه بدر الدوله را حضرت اقدس شهريارى احضار فرموده بودند ، پانصد تومان به معزى اليها به جهت خرج و تدارك سفر انعام مرحمت شد ، حال نقل مكان در بيرون شهر كرده دو روز ديگر روانه مىشوند . ديگر آنكه ميانهء ايلخانى و ايلبيگى قشقايى كدورتى بهم رسيده است كه ميل ندارند هر دو همراه باشند .
ديگر آنكه ملا رضاى كدخداى سابق خشت و كمارج كه گريخته بود و در اصطبل جناب قوام الملك بست نشسته بود ، از قرار مذكور مبالغى مال ديوان بدهكار است . حكومت حكم كرده تا مال ديوان را ندهد مرخص نخواهد شد . از خانهء قوام الملك خيال دارند او را بيرون بياورند و در انبار ديوانى حبس نمايند .
ديگر آنكه مقرب الخاقان ميرزا حسين خان پسر جناب صاحب ديوان به جهت سركشى به املاك اربابى خود چند روز است از شهر بيرون رفته . از قرار مذكور به جهت نظم نيريز كه مغشوش است ، به آنجا هم برود .
ديگر آنكه در شهر شهرت دارد كه جناب صاحب ديوان را حضرت وليعهد بعد از فوت علاء الدوله به نيريز خواستهاند ، هنوز صدق و كذب آن معلوم نيست .
ديگر آنكه بعد از رفتن بيگلربيگى شهر سپرده به حاجى آقا جان فراشباشى مشار اليه است كه از جانب بيگلربيگى امر و نهى داخلهء شهر به عهدهء اوست .
ديگر آنكه فوج خلج كه از اصفهان مأمور فارس شده بود دو روز است وارد شدهاند ، سرهنگ اين فوج سهراب خان نامى است به سن هيجده الى بيست سال ، از شاگردان مشاق فوج اطريش .