تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
ديگر آنكه ناخوشى تب و نوبه در شيراز و توابع روز بروز شدتش زياد مىشود ، بقسمى كه در هر خانه به قدر پرستار آدم صحيح بهم نمىرسد . ديگر آنكه در راه مائين قافله‌اى كه همه حاجى بودند دزد روى آنها مىريزند ، بعضى از اموال آنها را سرقت مىنمايند . بحكومت عارض شدند و از قرار مذكور دزد از طايفهء قشقاييست . محصل مأمور شده رفت كه دزد را با اموال گرفته به شهر بياورد . ديگر آنكه كدخداى كلارك را كه چند روز قبل گلوله زده بودند محرك و آن كسى كه زده بود از اهل خود كلارك بودند ، همه را گرفته در محبس حكومتى است . شخصى كه گلوله زده بود خودش در پيش حكومت اقرار كرد كه دو نفر از اهل كلارك چند ماه بود كه مرا تحريك مىكردند كه كدخدا را گلوله بزن ده تومان به تو مىدهيم و بعد خودمان كدخدا مىشويم تو را محبت خواهيم كرد . من هم گلوله زدم كه بميرد ، خدا نخواسته نمرده . حكومت خواست كه دست او را قطع كند چون هنوز كدخدا معلوم نيست چه شود لهذا حبسش كردند تا بعد حكمش بشود . ديگر آنكه ناخوشى صرع و فلج علاوه بر تب و نوبه شيوع دارد و همچنين ناخوشى اسهال كه خيلى شدت دارد و مىكشد . ديگر آنكه مقرب الخاقان محمد تقى خان كارگزار احضار به طهران شده در اين چند روزه روانه خواهد شد . از قرار مزبور رعاياى دولت روس را به جناب قوام الملك بر حسب خواهش خودشان سپرده‌اند . ديگر آنكه مجددا چند نفر حاجى از راه مائين به سيوند ميآمدند ، بعضى اسباب هم به جهت صاحب‌منصب تلگرافخانهء دولت قوى شوكت انگليس كه در سيوند متوقف است همراه داشته آنها را برهنه مىكنند ، به حكومت اظهار شد ، محصل معين نمودند كه رفته اموال را از آن حول و حوش غرامت گرفته و اگر سارقى هم بدست آيد مغلولا به شيراز بياورد . ديگر آنكه چند نفر از طايفهء قشقايى در كويم رفته اموالى سرقت كرده بودند ، دو سه نفر از سارقين را بدست آوردند ، حكومت دو نفر از آنها را كه يكى از طايفهء عرب و ديگرى از قشقايى بود پى بريدند . ديگر آنكه در سروستان اهالى آنجا با ضابط خود بناى بد سلوكى را گذارده بودند و دو محله با هم نزاع كرده بودند . حكومت فرستاد مقصرين را آوردند تمام را تنبيه نمودند . ديگر آنكه چند خانوار بابى در سروستان پيدا شده بود ، حكومت حكم كرده‌اند كه آنها را گرفته ببرند در آخر گرمسيرات در اشكنان حبس نظر باشند . ديگر آنكه از قرار حكم حضرت و الا ظل السلطان ماليات دهات اربابى داراب خان را از جمع قشقايى موضوع نمودند و تمسك از خود مشار اليه گرفتند . ديگر آنكه در آخر گرمسيرات سمت اشكنان و توابع آنجا امساله حاصل درستى به عمل نيامده كه به قدر آذوقهء خود ندارند ، از فسا و داراب و اطراف جنس حمل به آنجا مىشود . ديگر آنكه بواسطهء مرخصى حمل جنس به دريا جزئى تسعيرى به جهت اجناس اطراف شيراز پيدا شده است .