كه بستگان دولت بهيهء قيصريه است ببرد بوشهر بفروشد . حاكم مىگويد حكما ترياكها را به عين ميخواهم ، سليمان تلگراف به برازجان به نسيم مىكند كه ترياكها را زود بردار و بياور كه مفتضح شديم . در اين بين حاكم كازرون به بوشهر ميرود ، در راه نسيم را با ترياكها گرفته در كنار تخته حبس مىكند و ترياكها را از او گرفته به وكيل خواجه يوسف هاراپط واراطون در كازرون تحويل مىكند . نسيم را محبوسا به شيراز مىآورد ، چون خود نسيم را از بستگان دولت بهيهء قيصريه ميداند جناب صاحبديوان او را نگاه نداشتند و مرخص كردند .
ديگر آنكه حاكم كازرون را كه محض شكايت اهل كازرون روانهء بوشهر نمودند ، مراجعت از بوشهر به شيراز خواستهاند ، وارد شيراز شده و به حساب مشار اليه رسيدگى ميكنند .
ديگر آنكه نواب جلال الدوله و جناب صاحبديوان و مقرب الخاقان نصير الملك و مقرب الحضرت الوالا سرهنگ تلگراف در باغ نو خلعت پوشيدند .
ديگر آنكه از قرار مذكور پنجعلى باز بناى هرزگى را گذارده ، چند گلهء گوسفند را چاپيده و دزدى زياد كرده است . او را خواستهاند ، جواب كرده كه نخواهم آمد .
ديگر آنكه حضرت و الا ظل السلطان مقرب الخاقان ايلخانى قشقايى و حاجى نصر الله خان ايلبيگى و داراب خان و على قليخان قشقايى را به اصفهان طلبيدهاند تا بعد از عيد نوروز از شيراز بروند كه مقارن ورود معظم اليه وارد اصفهان شوند . از قرار مذكور گويا سوار مىخواهند از ايل قشقايى بگيرند .
ديگر آنكه به قدر شصت ساعت باران متواتر باريد كه رودخانهء شديدى جارى شد ، به باغات و آسياها زياد خرابى رساند ، اغلبى از خانههاى شيراز را خراب كرد .
مورخهء پنجشنبه سيم جمادى الاولى مطابق بيست و سوم مارچ 1882 .
از 4 جمادى الاولى 1299 مطابق 24 مارچ 1882
شب هنگام در بازار وكيل دكان صرافى را بريدهاند ، چون شمش نقره در آن دكان سراغ ( داشتند ) به هواى آن رفته بودند ولى چيزى از آن شمش نقره بدست نياورده قدرى پول بردهاند .
اين اوقات شبها دكان و خانه بيشتر از سابق بريده مىشود و دزد هم از قرارى كه ميگويند از عملهجات حاجى آقا خان فراشباشى بيگلربيگى است و هرچه سرقت بشود ديگر ممكن نيست كه پيدا شود و دزد را هم بدست نمىدهند .
ديگر آنكه شب تحويل حمل جناب صاحبديوان تمام علما و بزرگان و شاهزادگان را وعده خواستند . نواب جلال الدوله در كلاه فرنگى باغ نشستند ، پس از تحويل حضار را شاهى اشرفى دادند ، تا دو روز بعد هم سلام عام بود ، به همه شاهى اشرفى داده شد .
ديگر آنكه چهار روز بعد از عيد باران شديدى يك روز و يك شب آمد ولى مثل باران سابق نبود كه خرابى برساند ، هواى اطراف شيراز خيلى خوب شده ، ناخوشى از هر قبيل بسيار كم است بواسطهء اعتدال هوا .