آقا باباى ضابط خشت و كمارج را روانهء شيراز نمايند و چند نفر از اشرار كازرون را هم گرفته به شيراز بفرستند .
ديگر آنكه از چراغان گذشته تمام بازارها و مساجد و امامزادهها را آيين بستند ، خصوصا در مسجد نو كه تمام بزرگان و خوانين و علما طاقهاى آنجا را آيين بستند ، سه روز و سه شب چراغان و آتش بازى كردند .
ديگر آنكه يك نفر از طلاب سروستانى عاشق پسر حاجى ميرزا محمد حكيم باشى بوده و مبالغى هم خرج آن پسره كرده بود ، پسر حكيمباشى برادر خود را مانع مىشود كه با آن طلبه مراوده داشته باشد . آن طلبه از شورى كه داشته با تپانچه خود را مىزند و هنوز نمرده است .
ديگر آنكه مقرب الخاقان سعد الملك روانهء بندر بوشهر شد . ديگر آنكه از قرار مذكور بندر لنگه از حكومت فارس موضوع و جزو گمركهاى فارس به جناب امين السلطان سپرده شده ، بندر عباس را هم در گفتگو ميباشند . ديگر آنكه از قرار مذكور مصطفى خان بستكى ضابط بستك با رئيس عليخان اشكونى ضابط اشكون و غيره كه فوت شدهاند بواسطهء فوت ايشان قدرى تعويق در ماليات افتاده است .
ديگر آنكه جناب صاحبديوان آدم مخصوص فرستاده بودند به جهت آوردن والدهء خود از كربلا ، روز شنبه بيستم مشار اليها وارد شيراز شد . در حقيقت اكثر از بزرگان اهل شيراز از فرزند و نواده و نتيجهء حاجى بىبى والدهء جناب صاحبديوان هستند و همگى به استقبال رفتند ، حتى خود جناب صاحبديوان هم تا يك فرسخ استقبال كردند .
ديگر آنكه حضرت و الا ظل السلطان تلگراف به جناب صاحبديوان كردند كه از بابت باقى مقرب الخاقان ميرزا محمد مستوفى نظام حاكم بندر ابو شهر زياد عقب نكنند بگذارند به حالت خودش باشد كه هر وقت وصول كند بفرستد .
ديگر آنكه تمثال همايون به جهت نواب جلال الدوله و خرقهء شمسهء الماس براى جناب صاحبديوان از جانب اعليحضرت همايونى خلعت داده شده و از جانب حضرت و الا ظل السلطان جبهء ترمه براى مقرب الخاقان نصير الملك و سردارى ترمه جهت مقرب الحضره العليه سرهنگ تلگرافخانهء شيراز خلعت فرستاده شده ، فردا كه روز سهشنبه بيست و سيم است خلعتپوشان است و حامل خلعت محمد اسماعيل خان تفنگدار باشى حضرت و الا ظل السلطان است . ديگر آنكه حاجى ابراهيم مباشر گمركخانهء شيراز و بوشهر غفلتا به ناخوشى قولنج فوت شد .
ديگر آنكه در يك ماه قبل يك صندوق ترياك از مال عاليجاهان خواجه يوسف هراپط واراطون شركاء تاجران مسيحى تبعهء دولت بهيهء قيصريه مقيم بندر ابو شهر ميانهء كازرون و كمارج سرقت كردند ، به حاكم كازرون اطلاع داده بودند ، حاكم كازرون به زحمت زياد دزد را پيدا مىكند .
دزد نصير نام آدم حاجى آقا باباى كلانتر كازرون بوده . از يك صندوق ترياك پنجاه و سه چهار قالب زير خاك كرده بودند و چهل و چهار پنج قالب به سليمان نام يهودى ساكن كازرون به مبلغ شش تومان ميفروشند . حاكم كازرون سليمان يهودى را ميگيرد ، او ابراز ميدهد كه دادهام به نسيم يهودى
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص١٥٢