تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
كرده به خانهء مؤيد الملك ميرود . فراشان آدمش را گرفته مىبرند و به خانهء مؤيد الملك ميروند كه او را ببرند . مؤيد الملك مانع مىشود ، خودش ميرود خدمت جناب صاحبديوان ، قسمى مىكند كه از چوب خوردن معاف مىشود ولى قدغن كرده‌اند كه تا من در شيراز هستم نبايد پيش من بيايد . مورخهء روز شنبه چهاردهم جمادى الثانيه سنهء 1299 مطابق بيست و دويم اپريل 1882 .

از 15 جمادى الثانيه 1299 مطابق 23 آپريل 1882

عاليجاه فلپس صاحب با عاليجاه داكتر ادلينگ و خانم مشار اليه به تخت جمشيد رفته‌اند ، بعد مراجعت به شيراز خواهند كرد . ديگر آنكه از قرار تلگراف حضرت و الا ظل السلطان با جناب قوام الملك وارد قم شدند . ديگر آنكه از قرار مذكور جناب قوام الملك به جناب صاحبديوان تلگراف كرده كه اگر در عمل سال نو قرار و مدارى بىحضور من بگذاريد از اصفهان ديگر به شيراز نخواهم آمد . حال جناب صاحبديوان قرارى در عمل سال نو تا به حال نگذارده‌اند . ديگر آنكه دو پسر سروستانى به سن بيست و چهار پنج سال با هم بعزم رفتن به طهران از سروستان بيرون مىآيند ، يكى از آن دو نفر پنج تومان همراه خود برميدارد ، چند فرسخى كه با هم ميروند ديگرى سراغ پولى از آن يكى مينمايد فورا رفيق خود را مىكشد و در چاه مىاندازد ، بعد از چند روز قاتل مراجعت به سروستان مىكند ، اقوام مقتول از قاتل جويا ميشوند كه رفيق خود را چه كردى ؟ . جواب ميدهد كه او رفت به طهران من نرفتم مراجعت كردم . اقوام مقتول در تفحص او برمىآيند . شخص چوپانى سر آن چاه ميرود كه آب بيرون بياورد ، آدم كشته در آن چاه مىبيند ، او را بيرون مىآورد ، به اهل ده خبر مىكند . وقتى جميع ملاحظه مىكنند همان پسرهء مقتول است فورا قاتل را گرفته به شيراز مىآورند . حكومت هم بر حسب ميل صاحب مقتول قاتل را سر مىبرند . ديگر آنكه جناب آقاى مستوفى الممالك به دارابخان قشقايى تلگراف كردند كه معجلا برود به اصفهان خدمت حضرت و الا ظل السلطان بدون ترس و بيم كه مورد التفات خواهند شد . ديگر آنكه در شيراز شهرت داده شد كه دارابخان رفته است به قلعهء شهريارى ، حكومت معجلا توپ و سرباز و سوار معين كرد كه روانه كند دور قلعه اردو بزنند . اين خبر به دارابخان رسيد فورا عريضه به حكومت نوشت كه من الان وارد فيروزآباد شده‌ام و تا يك هفتهء ديگر وارد شيراز خواهم شد . حكومت هم توپ و سرباز را على العجاله موقوف داشته‌اند . ديگر آنكه در شهر همه شب دزدى مىشود و خانه مىبرند و تا به حال نه دزدى بدست آمده و نه تنخواه مردم . ديگر آنكه چند شب قبل در كاروانسراى مشير الملك اطاق يك نفر از فارسى را بريده‌اند به قدر دويست تومانى تنخواه سرقت كرده‌اند . كاروانسرادار را حكومت نگاه داشته‌اند كه غرامت از مشار اليه دريافت شود . ديگر آنكه حكومت نيريز و بوانات و اصطهبانات چون سال قبل به مقرب الخاقان ميرزا حسين