طهران نماييد .
ديگر آنكه نواب جلال الدوله ميخواسته ملاباشى خود را با تفنگ بزند ، ملاباشى گريخته به جناب صاحبديوان عارض شد . جناب صاحبديوان دو نفر از پيشخدمتهاى ايشان را كه محرك بودند اخراج كردند و قدغن نمودند كه هيچكس مرخص نيست پيش ايشان برود مگر للهباشى و ملاباشى ، تفنگهاى ايشان را هم گرفتند از آنجايى كه منزل داشتند بيرون بردند .
ديگر آنكه حضرت و الا ظل السلطان به ايلخانى قشقايى و محمد رضا خان بيگلربيگى تلگراف كرده ايلات و راهها را به ايشان سپردهاند . جناب صاحبديوان از اين تلگراف زياد درهم شده كه چرا بواسطهء من چنين تلگرافها را نفرستادهاند . بعضى از مفسدين چنين به جناب صاحبديوان وانمود كردند كه از قوام الملك است ، در باطن از قوام الملك رنجيدهاند .
ديگر آنكه دوازده نفر از طايفهء عرب ميريزند در چادر يكى از بهارلوها كه خونى بودهاند ، شليك تفنگ ميكنند ، يك نفر از بهارلو كشته مىشود ولى به چادر به قدر هفتاد هشتاد گلوله خورده بود . آن دوازده نفر فرار كردهاند ، محمد رضا خان ريشسفيدان بهارلو و عرب را در قلعهء داراب بطور دوستاق نظر نگاه داشته و آدم فرستاده كه آن دوازده نفر را گرفته بياورند .
ديگر آنكه از قرارى كه تلگراف به جناب صاحبديوان شده كردستان و شش فوج عراق را علاوه بر ابوابجمعى سال قبل حضرت و الا ظل السلطان كردهاند . ديگر آنكه تلگراف از حضرت و الا ظل السلطان به جناب صاحبديوان شده كه تمثال همايون با پنج هزار تومان استصوابى به نواب جلال الدوله و لقب جنابى با پانصد تومان علاوه مواجب به قوام الملك و لقب مستوفىگرى با سيصد تومان مواجب به ميرزا عبد الله ميرزاى قوام الملك مرحمت شده .
ديگر آنكه از قرارى كه از نجف اشرف تلگراف و خط رسيده معجزهاى از حضرت امير المومنين عليه السلام بظهور رسيده است . در شيراز دو سه روز نقارهخانه زدند و امامزادهها را چراغان كردند .
ديگر آنكه مقرب الخاقان سعد الملك كه از جانب امين السلطان به جهت سركشى گمركهاى فارس مأمور بود وارد شد .
مورخهء شنبه ششم ربيع الثانى سنهء 1299 مطابق بيست و پنجم فبرورى سنهء 1887 .
از 7 ربيع الثانى 1299 مطابق 26 فبروى 1882
مقرب الخاقان سعد الملك كه به جهت ضبط گمركخانههاى فارس از سال نو آمده است اين دو سه روزه روانهء بندر ابو شهر خواهد شد ، به بندر عباس و بندر لنگه و محمره خواهد رفت .
ديگر آنكه به جهت اين معجزهاى كه بظهور رسيده مجددا بازارها و مساجد و امامزادهها را چراغان مىكنند . جناب صاحبديوان هم پنجاه تومان دادهاند كه در مسجد نو چراغان كنند .
ديگر آنكه اهل كازرون و خشت و كمارج از حاجى ميرزا آقا خان حاكم خود به جناب صاحب ديوان تلگرافا شكايت كرده بودند ، جناب صاحب ديوان هم على العجاله او را معزول كردند و اسد الله ميرزاى تفنگدارباشى نواب جلال الدوله را به كازرون فرستادهاند و حكم كردهاند كه حاجى