بيگ برسد ، بدست مشار اليه سپرده به شيراز بفرستد .
كاغذى بىعنوان و اسم از بوشهر به حكومت نوشته بودند و از دست حاجى محمد باقر خان حاكم بوشهر شكايت زياد نموده بودند . حكومت قاصدى كه اين كاغذ را آورده بود خواستند ، هرچه اول از او پرسيدند كه كى اين كاغذ را به تو داده است ، نگفت ، چند تو سرى به او زدند ، ابراز داد كه حاجى ابو القاسم تاجر كازرونى ساكن بوشهر اين كاغذ را به من داده است . فورا حاجى ابو القاسم را از تلگراف به شيراز خواستند كه چرا شكايت كرده است . و حال آنكه از قرارى كه تجار و غيره و مترددين گفته و نوشتهاند در شهر بوشهر خيلى مغشوش است ، اغلب دزدى بزرگ شده و مىشود و تعدى و ظلم هم به مردم زياد مىشود .
ديگر آنكه نواب احتشام الدوله روز هفدهم رمضان از شيراز به سمت بهبهان حركت نمودند .
ديگر آنكه فوج ملايرى كه مأمور و ساخلو فارس بودند ، مرخصى آنها رسيده بود ، در اواخر ماه رمضان به ملاير رفتند .
ديگر آنكه مقرب الخاقان قوام الملك يك نفر از كدخداهاى طايفهء بهارلو را به جهت تقصيرى كه داشت در شيراز گرفتند و حبس نمودند . از ايل بهارلو خبر رسيد كه جميعا به هم خورده و در اطراف بناى هرزگى را گذاردهاند .
ديگر آنكه نرخ اجناس قدرى تنزل كرده ، گندم يك من تبريز ده شاهى الى يازده شاهى ، جو دو عباسى الى دو عباسى و نيم ، كاه فراوان شده خروارى هشت قران خريد و فروش مىشود ، نان يك من سه عباسى است . در بيرونها هم به همين نرخ است .
ديگر آنكه فوج خلج درهجز كه به سركردگى سيف السلطنه مأمور فارس بودند ، دو روز است با برادر مشار اليه وارد شده در بيرونهاى شهر منزل گرفتهاند چادر زدهاند . خود سيف السلطنه از قرارى كه مذكور مىشود تا دهم ماه نو با فوج درهجزى وارد خواهد شد .
ديگر آنكه رضا خان برادر محمد خان دشتى و اشخاصى كه بر سر محمد خان دشتى شوريده بودند مغلولا به شيراز آوردند . حكومت حكم كردند كه رضا خان و سايرين را حبس نمايند .
رضا خان شعرى بخاطرش آمده خدمت حكومت خواند و آن اين بود "
در حق ما به دردكشى ظن بد مبر - * كالوده گشته خرقه ولى پاكدامنيم
" . حكومت بسيار متغير شدند و حكم كردند آنقدر توى دهنى به او زدند كه چند دندان او شكست و او را بردند در انبار ديوانى حبس نمودند . روز پنجشنبه غرهء شوال حكومت به سلام عام نشسته ، اعيان و اشراف مخلوق شيراز به تهنيت و مباركبادى عيد رمضان به حضور رفتند و چند شليك توپ هم كردند .
از 2 شوال تا غرهء ذيقعده 1296
از قرارى كه خبر رسيده است اغلبى از طايفهء بهارلو به خاك كرمان رفتهاند . پسرهاى نصر الله خان بهارلو كه دو سال است فرارى هستند باز قدرى بناى هرزگى گذاردهاند و به سمت كرمان رفتهاند .
حكومت فارس از حكومت كرمان خواهش نمودهاند كه هرچه از ايلات فارس به خاك كرمان