تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
مىريزند ، همه را گرفته از در خانهء مشير الملك مىآورند . فورا همگى را چوب زيادى ميزنند و با فراش روانهء هفت تن ميكنند . ديگر آنكه يك عرادهء توپ و پنجاه نفر سوار از حكومت به جهت گرفتن پسرهاى نصر الله خان مأمور كرده‌اند و حكم به فسا و جهرم هم كرده‌اند كه هرچه مقرب الخاقان قوام الملك تفنگچى بخواهند بفرستند . ديگر آنكه از فسا اخبار رسيده كه ايل عرب زياده دست‌اندازى مينمايند خرابى به حاصل زراعين رسانيده‌اند ، كسى تنها نمىتواند در صحرا برود كه او را برهنه مىكنند چنانچه يك دو نفر را برهنه كرده‌اند .

از 17 ربيع الثانى تا 17 جمادى الاولى 1295

از بلوك سيمكان اخبار رسيده كه روز پنجشنبه چهاردهم ماه ربيع الثانى زلزلهء بسيار شديدى آمده كه پاره‌كوههاى بزرگ از كوه خرد شده سرازير شده چند خانه خراب و دو سه نفر زير انبوه رفته‌اند ، خرابى خيلى كرده است . در شهر شيراز هم در همانروز جزئى تكانى داد . ديگر آنكه خبر رسيد از طايفهء عرب در بلوك كلبار ريخته‌اند ، يك نفر از رعيتهاى قوام الملك را كشته‌اند و بعضى خانه‌ها را چاپيده‌اند . ديگر آنكه عاليجاه فضلعليخان همشيره‌زادهء مقرب الخاقان قوام الملك از جانب حكومت مأمور شد كه برود در ايل عرب كه هرزگى و اغتشاش نكنند ، اگرچه همه روزه خبر مىرسد كه ايل عرب از اطراف گرفته در مرودشت ميچاپند و مىبرند و مىكشند . ديگر آنكه از مقرب الخاقان قوام الملك خبر رسيد كه ايل بهارلو هرچه متفرق شده بودند جمعيت آمده‌اند دور ايشان ولى پسرهاى نصر الله خان بهارلو كه ميرزا چراغ على را كشته‌اند نيامده‌اند و چند نفر بهارلو كه دزدى كرده بودند در قلعهء داراب محبوس بودند شبانه اقوام آنها مىروند در قلعه كه آنها را رها كنند ، قوام الملك خبردار مىشود سوار ميفرستد دور آنها را ميگيرند ، يك نفر كشته و يك نفر دستگير مىشود ، ما بقى فرار ميكنند . ديگر آنكه از جانب اعليحضرت پادشاه انگلستان يك عصا و يك جبهء شمسهء الماس به جهت نواب مستطاب و الا حاجى معتمد الدوله فرستاده بودند ، در باغ نو خلعت‌پوشان كردند ، جميع اعيان و اهالى كسبهء شهر در بيرون دروازهء اصفهان حاضر شدند به جهت تهنيت و مبارك باد خلعت پوشان معظم اليه . ديگر آنكه چند نفر از طايفهء صفى خان از ايل قشقايى از دست كدخداى خودشان به حكومت عارض شدند . كدخدا را حاضر كردند ، به ضد آنها عرض كرد . حكومت آن چند نفر را چوب زده گوششان را بريدند از شهر بيرون كردند . ديگر آنكه جمعى از سادات فيروزآبادى از دست مقرب الخاقان ايلخانى به شكايت آمده بودند ، حكومت آنها را هم جواب كرد . ديگر آنكه مقرب الخاقان قوام الملك به جهت اصلاح امورات
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 88 | على اكبر سعيدى سيرجانى