تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
متصل ايرادهاى سخت ميگرفت و زياده از اجاره‌اى كه داده بود مطالبه مينمود .

از 18 جمادى الاولى تا 16 جمادى الثانيه 1295

حاجى محمد حسين رئيس و حاجى ميرزا محمد ميراب را چون در آبهاى دور شهر تقلب زياد كرده بودند ، حكومت هر دو را تنبيه نمودند و دو سه روز حبس شدند . بعد مقرب الخاقان قوام الملك توسطى نموده مرخص شدند . ديگر آنكه به حكم حكومت در ضرابخانهء شيراز را باز نموده كه پول سكه كنند ، به قدر دو هزار و پانصد تومان قرانى سكه كردند ، به فاصلهء دو روز چند قرانى بد در آن پولهاى تازه سكه پيدا شد . به حكومت عارض شدند ، حكومت هم در تفحص آن درآمده‌اند تا روز گذشته معلوم شد كه ميرزا زين العابدين و ميرزا شكر الله پسران ميرزا محمد حسين پنجه پول تقلب سكه كرده بودند ، به قدر دو تومان سكه كرده بودند كه بعد هم سكه نمايند كه گرفتار شدند . قرانيها كه اينها سكه كرده بودند دانه‌اى ده شاهى ارزش داشت . چون نواب و الا قول داده بودند كه اذيتى به آن دو نفر نكنند لذا آنها هم صدقش را عرض كردند و از تنبيه و سياست مستخلص شدند . ديگر آنكه به چند نفر از عمله‌جات ايلخانى تهمت دزدى زده بودند ، حكومت از ايلخانى خواست . سه روزه مهلت گرفته خودش رفت و تهمت‌زدگان را به شهر آورد و هنوز حكمى دربارهء آنها نشده است . ديگر آنكه هفده نفر از طايفهء اشرار عرب گرفته بودند ، امروز كه روز بيست و چهارم بود ، با زنجير وارد شيراز نمودند . نواب مستطاب اشرف و الا خودشان در پاى كاخ در روى صندلى نشسته و حكم نمودند كه فوج سرباز لباس پوشيده ، حضرات مقصرين را در ميان نظام سرباز انداخته آوردند و مقابل ايشان در حضور چهار نفر را طناب انداختند و هفت نفر را دست بريدند و شش نفر را حبس نمودند . غلام و سرباز و تفنگچيها كه حضرات را گرفته بودند و به شهر آورده بودند به قدر پانصد ششصد تومان انعام و خلعت دادند . ديگر آنكه نواب مستطاب و الا احتشام الدوله روز بيست و پنجم شهر حال وارد شدند ، اهل شهر جميعا و صاحب‌منصبان نظام تماما با لباس رسمى حاضر و با فوج خود به استقبال رفتند . ديگر آنكه چند روز است كه از ظهر تا غروب آفتاب بادهاى بسيار شديد و غبارآلود مىآيد بقسمى كه چنار كهنى كه درب دروازه اصفهان بود كند كه قطرآن چهار ذرع يا چهار ذرع و نيم مىشود . ديگر آنكه نواب اشرف و الا معتمد الدوله به جهت سركشى آبهاى مسجد بردى تا سر جوشك آب رفتند كه آبها را از روى عدل تقسيم كنند . ديگر آنكه از فسا اخبار رسيده كه نفر دزد از طايفهء عرب گرفته مىآورند . ديگر آنكه بر سر آقا فتح على جراشى مقرب الخاقان قوام الملك و نصير الملك در حضور حكومت و عمال فارس زياد به هم بد گفتند .