گرديد . نواب و الا اظهار التفات به ايشان نمودند . از قرار مسموع قافلهء تجارتى در راه لار سرقت شده ، سواران بهارلو كه از جانب قوام الملك در نزديكى آن راه مأمور بودند تعاقب دزدان كرده اموال را از آنها گرفتهاند .
ديگر آنكه نواب و الا بواسطهء اينكه مشير الملك معمم بود در وقت ورود به شيراز يك كلاهى و يك آبدستى به جهت وى خلعت فرستادند و معزى اليه پوشيده و بعد از آن شرفياب حضور نواب و الا شدند .
ديگر آنكه برحسب سفارش نواب و الا از بابت خدماتى كه قوام الملك و همراهان ايشان در گرفتن قلعهء طبر نموده بودند نشان و حمايل امير تومانى به جهت قوام الملك ، نشان و حمايل و منصب سرهنگى براى فضلعلى خان و منصب سرهنگى براى ياور فوج افشار و منصب سرهنگى براى ياور توپخانه فرستاده بودند ، و برحسب فرمايش نواب و الا تمام بزرگان شيراز در عمارت حكومتى حاضر شدند و خود نواب و الا فرمان و منصب هريك را دادند .
از 14 رجب تا 13 شعبان 1294
از قرار تحقيق زنى را كه گويا فاحشه بوده شبانه كشته بودند و نزديكى ديوار قلعهء شهر در خرابه انداخته بودند . صبح كه مردم آن كشته را ديده بودند به سمع حكومت رسانيدند . هرقدر تفحص نمودند قاتل پيدا نشد . جنازهء آن زن را دو روز نگاه داشتند و بعد دفن كردند . نواب و الا زياد در مقام تجسس برآمدند تا اينكه زنى از همسايگى زن مقتول به حضور نواب و الا عرض نمود كه " شبانه دو نفر سرباز در فوج خاصه همراه آن مقتوله بودهاند ، يك نفر آنها خنجرى به سينهء آن زن زد كه ديگرى گفت چرا ميزنى ، و آن زن بلادرنگ افتاد و مرد و دو نفر سرباز گريختند " . و مدعى شد كه اگر آن سرباز را ببينم ميشناسم . نواب و الا حكم فرمودند فوج خاصه را حاضر كنند كه آن زن ببيند و چنانچه بشناسد تحقيق كرده مجازات نمايند . پس از حضور فوج آن زن هركه را ديد گفت اينها نيستند ، گويا آن سربازان بخصوص را حضور نياوردند . به همين قسم گذشت ديگر تحقيقى نشد .
ديگر آنكه در راه بوشهر در سامان خشت چند نفر دزد به قافله زدند و قدرى مال التجاره سرقت نمودهاند . از قرار مسموع تفنگچى تعاقب آنها رفته است كه بلكه مال و دزد را بدست بياورند .
ديگر آنكه چند نفر دزد عرب در حولوحوش فسا ساكن بودند ، نواب و الا حكم به گرفتن آنها فرمودند . زين العابدين بيگ نام گماشتهء نواب و الا با تفنگچى ميروند و شبانه چند نفر شبان را بعوض دزدان ميگيرند و مىآورند شهر فسا و آنچه اين چند نفر شبان داشتهاند همه را غارت ميكنند . با وجود اينكه معلوم مىشود اينها دزد نيستند به نواب و الا عريضه مينمايند كه دزدها را گرفتهايم . نواب و الا هم حكم به آوردن آنها به شيراز مىفرمايند زين العابدين بيگ بتوسط يك نفر از اهل فسا يك صد و پنجاه تومان از دزدهاى حقيقى تعارف ميگيرند و تعاقب آنها نمىرود ، نواب و الا اخبار ميشنوند و ميفرستند يك صد و پنجاه تومان را از او بگيرند .