منارهء ميدان طويله قريب هشت ساعت آويخته بودند كه نظارهء خلق باشند .
شيخ مذكور خان را از انبار محبس بيرون آورده به فراشباشى سپردند . از قراريكه مىگويند پيشكش زيادى قبول كرده بدهد .
ديگر آنكه طايفهء يهود را بواسطهء تشكى آنها از حاجى ميرزا صادق خان خدمت جناب سپهسالار به حكم جناب معظم اليه از مشار اليه مخلوع نمودند .
از 7 جمادى الثانى تا 13 رجب 1294
حاجى محمد باقر خان را نواب مستطاب و الا به حكومت ابوشهر منصوب فرموده و روانهء محل مأموريت خود گرديد . طايفهء يهود را به ضابطى ميرزا باقر واگذار فرمودند . ديگر آنكه فوج سراوندى كه مرخص خانه شده بودند از شيراز كوچ كرده رفتهاند .
ديگر آنكه بلوك فسا را به حاجى ميرزا فسايى واگذار فرمودند . از قرارى كه مىگويند امساله نواب و الا قريب سه هزار تومان به ماليات حسابى فسا افزودهاند ، به اين معنى كه پيشكش به جهت خود و احتشام الدوله و اميرزاده گرفتهاند و بر ماليات ملاك قدرى افزودهاند كه اغلب به تشكى درآمدهاند .
ديگر آنكه سه نفر زن را كه ميگفتند فاحشه ميباشند نواب و الا در باغ حكومتى در ملاء عام حكم فرمودند سر تراشيدند و پس از آن اين سه زن را در بازار وكيل سر برهنه و بىحجاب به همراهى مير غضب گردانيدند . از اين بابت مخلوق بازار زياد برآشفتند و خيال غوغايى داشتند كه اين چه حركت است در ولايت اسلام در تنبيه زن اجرا مىدارند . قوام الملك اخبار از اين بابت شده تدارك منع مخلوق را مينمايد . اين حركت خيلى در انظار هركس خاص و عام شنيع آمده است .
ديگر آنكه دارابخان ايل بيگى با حسين قليخان ميرپنجه كه محصل وصول باقى مالياتى او بود وارد شيراز شدند و دارابخان به حضور نواب و الا مشرف شد و تمام باقى مالياتى خود را مسترد ساخته است . از قرار مسموع و تحقيق در عوض بيست هزار تومان ماليات كه تمسك داده بود قريب چهل هزار تومان از او گرفتهاند كه آنچه زياده از ماليات بوده از بابت پيشكش و خدمتانهء نوكران نواب و الا داده است .
ديگر آنكه لطفعلى خان بيدشهرى را آقا فتحعلى لارى برحسب حكم نواب و الا گرفته است ، و نواب و الا گماشتهاى از خود فرستادهاند كه او را با مستحفظ به شيراز بياورند . از قرار مسموع پنجعلى ابو الويردى به طهران رفته است كه در حضرت عبد العظيم بست بگيرد .
ديگر آنكه از قرار مسموع فيما بين احشام دارابخان و حاجى نصر الله خان نزاعى شده و از طرف احشام دارابخان يك نفر آدم كشته شده است .
ديگر آنكه نواب و الا حكم فرمودند كه دويست خانوار از قشقايى بدهند به دارابخان و برادرزادههاى او كه بروند در كوهكيلو سكنى بگيرند .
ديگر آنكه مشير الملك روز غرهء رجب صبح زود وارد شدند و يكسر شرفياب خدمت نواب و الا