تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
بگيرند و به شيراز بفرستند . محمد حسين خان از قصد احتشام الدوله مطلع مىشود ، پدر خود را مغلولا و جمعى از طايفهء خود را برداشته ميرود در ايل بختيارى و پناه به حسين قليخان ايلخانى ايلات بختيارى مىآورد . نواب احتشام الدوله قلاع درودان و چنار را كه مسكن حسين خان بوده مىكوبد و مراتب فرار او را به نواب اشرف و الا معتمد الدوله عريضه نموده بودند . نواب اشرف و الا مطلب را به اولياى دولت عليه به طهران عرض نمودند و اصرار بر اين كردند كه حكم محكم صادر شود به حسين قلى خان بختيارى كه محمد حسين خان را پناه ندهد و نيز خود نواب و الا ميرزا زكى خان سرتيپ را با فوج خود و سوار قشقايى و چريك لر بهبهانى مأمور به سمت بختيارى فرمودند كه به هر نحو هست به غلبه محمد حسين خان را گرفته بياورند . از اولياى دولت عليه هم حكم محكم صادر شده به محمد حسين قليخان بختيارى كه ملجاء و پناه محمد حسين خان را ندهد . ولى حسين قليخان ايل خانى گويا جواب عرض كرده است كه رسم و قانون ايلاتى آنها اين است كه هركس پناه به آنها بياورد بقدرى كه امكان دارند حمايت از او نمايند . و نيز نواب و الا ظل السلطان هم حمايت دارند كه محمد حسين خان را بدست ندهند . ولى نواب و الا معتمد الدوله سخت عزم داردند كه به هر نحو است محمد حسين خان را گرفته و سياست نمايند . سوار قشقايى كه رفته بودند به جهت اين مأموريت برحسب حكم رجعت نمودند . ميرزا زكى خان با فوج در سامان بختيارى ميباشند . نواب و الا از شيراز قورخانه به جهت آنها فرستادند . ديگر آنكه پنجعلى ابو الويردى كه قطاع الطريق مشهور فارس است و به سبب اين‌كه نواب و الا معتمد الدوله در پى بودند كه او را گرفته باشند ، چند وقتى از فارس فرار كرد و به طهران رفت ، چون رفاهى در طهران به جهت او نشد به فارس مراجعت كرد و شبانه خود را به طويلهء نواب و الا انداخته بست گرفت . نواب اشرف و الا به اين سبب او را عفو فرمودند و گويا او را به نوكرى خود منصوب خواهند فرمود . اموال اشخاصى كه در اين زمان به چپاول و سرقت برده است همه پايمال شده است . ديگر آنكه ميرزا عبد الوهاب نام كه اصلا از اهل طهران است از جانب پادشاه برما نامه‌اى به جهت حضرت اقدس پادشاهى ايران آورده است و در منزل حاجى صادق خان كارگزار منزل كرده كه بعد از چند روز روانهء طهران شود . ديگر آنكه عبد الخالق خان و عبد الصمد خان با دو برادرزاده كه از قرار تقرير خودشان از اهل كابل هستند و از بابت بىعدالتى امير شير على خان گريزان به پيشاور شده بودند و در آنجا مدت مديدى مسكن داشتند ، حال آمده‌اند به ايران و روانهء به طهران مىباشند ، و مىگويند آمده‌ايم پناه به دولت ايران بياوريم و بعضى خواهشها دارند كه دولت ايران به جهت آنها برآورده نمايد و آن خواهشها معلوم نيست . نواب اشرف و الا آنها را حضورا طلبيده و اظهار التفات فرمودند و نيز حكم فرمودند كه جناب قوام الملك كه از آنها ضيافت نمايند و معزى اليه حسب الامر معمول داشت . ديگر آنكه از قرار مسموع تجار لنگه تلگراف خدمت نواب و الا معتمد الدوله كرده بودند
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 77 | على اكبر سعيدى سيرجانى