ديگر آنكه شهر شيراز و بلوكات و دهات اطراف شيراز و عموم راههاى فارس از روزى كه نواب مستطاب و الا احتشام الدوله وارد به شيراز شدهاند قدرى امنيت و نظم بهم رسيده است و كمتر اغتشاش و دزدى مىشود ، بلكه به كلى موقوف داشتهاند .
ديگر آنكه شخص ملا اسماعيل نام سروستانى طلبه در مدرسهء خان ، شغل او اين بوده كه صيغه به مردم ميداده است ، در اين اوقات روزى دو صيغه در حجرهء او بودهاند ، نايب فراشخانهء نواب مستطاب و الا احتشام الدوله در مدرسه ميرود دو صيغه را در منزل او ميبيند ، ميفرستد چند فراش مىآيند ملا اسماعيل را با آن دو زن ميگيرند مىبرند . در راه يكى از آن دو زن معادل ده تومان تعارف ميدهد به نايب فراشخانه و خود را مستخلص مينمايد . ملا اسماعيل يك زن ديگر را به حضور برده ، نواب معظم اليه اولا ملا اسماعيل را چوب زياد مىزند بعد از آن حكم ميفرمايند كه ملا اسماعيل را مهار بكنند در كوچه و بازار بگردانند ، توسطى از او مينمايند . از مهار كردن ميگذرند و ليكن عمامه شال او را به گردن او مىاندازند در كوچه و بازار ميگردانند ، و آن ضعيفه را هم گليم پيچ ميكنند و بسيارى او را ميزنند و رها ميكنند .
ديگر آنكه تيرهاى از ايل عرب كه ساكن در دهبيد هستند و هميشه در آنجا مشغول به رعيتى خود بودهاند از قرار مسموع جمعى سوار ريخته ، قريب پانصد راس گوسفند و الاغ و گاو از آنها بغارت بردهاند . چنانچه مذكور است سوارها قشقايى بودهاند .
ديگر آنكه دو نفر از دهات دور شيراز با هم نزاع كرده بودند يكى از آن دو با چوب يك نفر ديگر را كشته بوده ، كسان مقتول عارض به نواب و الا احتشام الدوله شدهاند . قاتل را گرفته در ميدان توپخانه سر بريدند .
ديگر آنكه دو نفر از اهل دهى مسمى به برده كه دو فرسنگى خارج از شيراز مىباشد مىرفتهاند به دهات ديگر كه خربزه بخرند بياورند بفروشند ، در بين راه دو سه نفر سوار بر آن دو نفر ريخته ، يك نفر از آن گريخته ، يك نفر ديگر را مقتول ساختهاند ، پولى همراه داشته سوارها برده بودند . از قراريكه ميگويند سوارها يكى برادر ميرزا چراغ على بهارلو و همراهان او بودهاند .
ديگر آنكه روزى در شهر شيراز آدمى از مشير الملك در كوچه مست بوده ، قراول سرباز خواسته او را بگيرد به حضور نواب مستطاب و الا احتشام الدوله ببرد . آدم مشير الملك سرباز را زخم مىزند ميگريزد . مراتب به عرض نواب و الا احتشام الدوله ميرسد ، آدم مشير الملك را گرفته نزد خود مشير الملك فرستاده ، مشير الملك هم آدم خود را چوب زيادى زده است و نگاه داشته است .
ديگر آنكه در ظهر روز دوشنبه اول ماه شعبان نواب مستطاب اشرف و الا معتمد الدوله حكومت فارس وارد شيراز شدهاند . على الرسم از كسبه و اعيان و اشراف در خارج شهر شيراز استقبال نمودهاند و چند شليك توپ در خارج شيراز نموده ، و هنگام ورود به باغ عمارات ديوانى هم چند شليك توپ نمودند .
ديگر آنكه در راه كه نواب مستطاب اشرف و الا معتمد الدوله حكومت فارس مىآمدند ، بلوك بوانات را از ميرزا سيد باقر گرفته و ضابطى بلوك را به عاليجاه حاجى نصر الله خان قشقايى واگذار
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٦٤