اخبار به جناب فرمانفرما دادهاند . حسب الحكم جناب معظم اليه جمعى سوار از شيراز به تعاقب سواران قشقايى مىروند كه گوسفندان را از آنها بگيرند . پس از تلاقى فريفتن سوار قشقايى برميگردد چند تير تفنگ به روى سوار ديوانى خالى مىكند ، چون سوار ديوانى پيشرفت و چارهء سوار قشقايى را ننموده رجعت به شيراز ميكنند . سوار قشقايى گوسفندها را بردهاند .
ديگر آنكه شخص شاطرى در شيراز مست بوده ، سرباز آردال مشير الملك خواسته او را بگيرد به حضور مشير الملك ببرد ، آن شخص شاطر با قمه مىزند ، در پيشانى سرباز ، او را زخمى نموده و خود گريخته است .
ديگر آنكه در عصر روز پنجشنبه بيست و نهم جمادى الاول از طهران جناب فرمانفرما و مشير الملك را پاى سيم تلگراف طلبيده و حساب باقى سنهء ماضيه را از آنها خواستهاند كه تعيين نمايند چه مبلغى در چه محل باقى مىباشد . پس از پرداخت مبلغ بيست و پنج هزار تومان باقى سنهء ماضيه مشخص كردهاند كه از جمله پانزده هزار تومان در محل معين باقى مىباشد ، چهل هزار تومان بلامحل است . بعد از تعيين باقى سنهء ماضيه ، عصر روز جمعه غرهء جمادى الثانيه از طهران بتلگراف اخبار دادهاند كه " جناب فرمانفرما از حكومت شيراز معزول و جناب مستطاب اشرف امجد و الا فرهاد ميرزا به حكومت شيراز منصوب مىباشد ، جناب فرمانفرما تدارك خود را ببينند . محض اخبار عزيمت نواب مستطاب اشرف و الا فرهاد ميرزا از طهران جناب فرمانفرما هم از شيراز حركت نموده به طهران آمده باشند " . و بالفعل جناب فرمانفرما چند روز است كه نقل مكان نمودند در باغ نو خارج از شيراز كه بمحض اخبار از طهران راهى شده باشند .
ديگر آنكه بعد از آنى كه نواب مستطاب اشرف و الا فرهاد ميرزا حاكم شيراز بتلگراف اخبار نمودهاند كه نواب اويس ميرزا احتشام الدوله حكمران كوهكيلويه نايب الحكومهء شيراز ميباشند ، محض اين اخبار سوار از شيراز به تعاقب نواب معظم اليه رفته حسب الحكم نواب مستطاب احتشام الدوله از بهبهان حركت نموده منزل به منزل رو به شيراز آمدهاند ، در منزل تل خسرو عاليجاه داراب خان استقبال نموده است ، نواب مستطاب احتشام الدوله كمال التفات را در حق دارابخان مبذول داشته و دارابخان هم بعضى تعهدات خدمت ايشان نموده است ، و ايلات را كماكان به عاليجاه داراب خان سپردهاند . و در منزل ديگر حاجى بابا خان كيخا استقبال نموده است ، هنگام ( رسيدن ) بحضور نواب مستطاب احتشام الدوله مشار اليه را گرفتهاند همراه خود به شيراز آورده ، و در روز جمعه پانزدهم ماه جمادى الثانيه وارد به شيراز شدند و حاجى بابا خان كيخا را در انبار ديوانى حبس فرمودند تا بعد چه شود .
ديگر آنكه قافلهء سنگينى كه يكصد و پنجاه وقر قماش حمل داشتهاند و به جهرم مىرفتهاند در چهار فرسنگى شيراز قافله را زدهاند ، تمام تنخواه را بردهاند .
ديگر آنكه حسين قليخان سعد الملك كه از اجزاى حكومتى جناب فرمانفرما بوده در روز شنبه شانزدهم جمادى الثانيه به حكم جناب فرمانفرما چند نفر فراش با دو نفر خواجه درب خانهء او رفتهاند و خواجهها او را از خانه بيرون آورده فراشان او را گرفتهاند ، پاى برهنه به حالت افتضاح با
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 62
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٦٢