خراب و مختل كرده . انوشيروان آهنگ ايشان كرد ، ايشان را قمع كرد و دربند را معمور كرد و جمعى لشكريان را آنجا بگذاشت تا آن ثغر را نگاه مىدارند ، و فرمود تا حصنها بساختند و پولها عمارت كردند و راهها از دزدان و مفسدان نگاه داشتند .
در ايام وى سيف ذى اليزن از ابناى ملوك حمير بر وى آمد و استمداد همت كرد بر مسروق ابرهه كه سورة الفيل در شأن پدرش آمده ، وى را مدد داد تا يمن از ايشان مستخلص گردانيد .
و پيغمبر ما محمد مصطفى - صلى الله عليه و آله و سلم - در آخر عهد او به وجود آمد و در آن روز آتشكدهها مرده شد و دوازده كنگره از ايوان انوشيروان بيفتاد [ و درياى ساوه خشك شد ] « 1 » . نوشيروان از آن متفكر شد .
سطيح كاهن را بخواند و حال با وى بگفت . سطيح گفت كه اين دلالت كند بر ولادت نبى عربى و استيلاى امت او بر آتشكدهها و به عدد هر كنگره كه افتاده است يكى از ملوك فرس پادشاهى كند ، پس ملك ايشان منقطع شود .
از بناهاى وى روميه است كه به شكل انطاكيه ساخته است [ به جنب مداين ] « 2 » . و پيوسته در بارگاه وى چهار كرسى زرين نهاده بودى : يكى از براى ابو ذر جمهر ، و يكى از براى قيصر ، و يكى از براى ملك چين ، و يكى از براى ملك قفچاق . مدت ملك او چهل و هفت سال بود و هفت ماه بود .
هرمز بن انوشيروان
پادشاهى بود با عدل و راى ، اما مردمان اصيل را نتوانستى ديدن و پيوسته مردمان دون را تربيت كردى .
در زمان او شابه « 3 » - خاقان ترك - به خراسان آمد و رسول به هرمز
هامش
( 1 ) - الف ندارد .
( 2 ) - الف ندارد .
( 3 ) - تاريخ گزيده و شاهنامه : « ساوه شاه » .