تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام التواريخ ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
مظفر بازگشت و ملك را به پسر سپرد .

كسرى [ انوشروان ] « 1 » بن قباد « 2 »

[ انوشروان عادلش خوانند ] « 3 » . او عهود و وصاياى اردشير پيش نهاد و بر آن كار بند شد « 4 » و ابو ذر جمهر را وزارت داد و با وى و ديگر مدبران ملك در كار مزدك مشورت كرد . راى ايشان بر آن قرار گرفت كه وى را [ به مكر و حيل ] « 5 » بايد برداشتن . پس او را بخواند و به خود نزديك كرد و مغرور گردانيد و به لطايف الحيل از وى تفصيل اتباع خواست و به هرجايگه به نواب خط فرستاد تا روز « مهرجان » « 6 » كسان او را آنجا كه باشند به قتل آورند ، و روز مهرجان مزدك را و داعيان او را بر مائده حاضر گردانيد و ايشان را بكشت . و انوشيروان ، مزدك را به دست خود زخم زد و هلاك كرد . بعد از مدتى عزيمت روم كرد و ملك روم بگرفت و باز او را پادشاهى داد به تقرير آن‌كه هرچند سال به درگاه آيد ، و از آنجا بازگشت و به ماوراء النهر رفت و با خاقان صلح كرد « 7 » به شرط آن‌كه تا فرغانه انوشيروان را باشد ، و دختر از وى بخواست ، و به اتفاق به محاربهء هياطله رفتند و ايشان را قهر كرد . و به جانب هند و چين رفت و با ايشان صلح كرد و به مواضعه مال بر خود گرفتند . و چون بازگشت از دربند خبر قفچاق رسيد كه مستولى شده‌اند و دربند
هامش
( 1 ) - الف ندارد . ( 2 ) - س : « انوشروان بن كيقباد العادل » . ( 3 ) - فقط در الف . ( 4 ) - الف : « كاركرد » . كاربند شدن - كاربستن . اجرا كردن . سعدى گويد :سخنهاى سعدى مثال است و پند * به كار آيدت گر شوى كاربند .( 5 ) - الف ندارد . ( 6 ) - مهرگان مهمترين عيد ايرانيان باستان بوده است . اين عيد از شانزدهم ماه مهر شروع مىشده و شش روز طول مىكشيده است . ( 7 ) - ب و ج و گ : « با خاقان قاقم صلح كرد » ، چاپى : « با خاقان قراقورم صلح كرد » ، فارس نامه ابن بلخى : « و در عهد او خاقانى بود سخت مستولى ، او را قاقم خاقان گفتندى » ( ص 235 ) .