تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامه هاى حكومتى فيروز ميرزا فرمانفرما ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
دولت كه ملك بيع شرطى را ديگران خريد و فروش نكرده باشد بنده ملك خود عبد الرحمن خان را واگذار به او كردم . اسباب گله شاهزاده شد . جواب حسابى و صريح به خدمتشان از روى انصاف عرض شد . اين بود كه به عرايض بنده متقاعد نشده به خدمت جنابعالى اظهار كرده ، سركار آقايى از حالت نواب عزّ الدوله آگاه مىباشند كه در حرف حسابى و عرايض منصفانه كه به خدمتشان مىشود ، توجه درستى ندارند و چيزى را كه خود متقاعد به او شده‌اند يا حقيقت باشد يا اشتباه پيروى و توجه زياد را در همان عقيده خود به اصرار دارند . چون دانستم كه متصل اسباب دردسر خواهد شد ملك را و محصول او را ضبط و به كدخداى دهكده سپردم . به عبد الرحمن خان هم قدغن كردم يا خودش يا وكيلش بيايد تهران اسناد خودش را نشان بدهد و به ديوانخانه مباركه عرض حال خود را در اسناد خود بيع شرطى و غيره نموده باشد . شاهزاده عزّ الدوله خودش جوابى و حرفى دارد بفرمايند يا رمضان خان كه ملك بيع شرطى را به شاهزاده داده جواب بگويد . به هر قسمى كه حكم مجدد دربارهء هركس مقرر فرموده اطاعت شود معلوم است كه آنچه انصاف است مقرر مىفرمايند . مهر : فرمانفرما 1294

[ 109 نامه نصرت الدوله دربارهء مواجب محمد حسن خان - 1294 ق ]

فدايت شوم مبلغ يك‌هزار و كسرى از بابت مواجب مقرب الخاقان محمد حسن خان در دستور العمل همدان نوشته شده است و سه ماه است كه بنده محل او را عليحده بىعيب به موجب قسط در نزد مباشرين گذاشته و منتظر رسيدن آدم او و اظهار او بودم كه الى حال نزديك به حركت كردن اين بنده است اثرى ظاهر نشده ، اگر از ديوان محل ديگر گرفته است ، پول چرا نزد مباشر باشد و بماند مقرر مىفرمايند براى خزانه بفرستم . اگر بايد به خودش برسد ، چرا آدم نفرستاده اظهار نمىنمايد ؟ صيد از پى صيّاد دويدن مزه دارد ، كه بنده فرياد مىكنم كه صاحبان حقوق پولشان موجود است بيايند بگيرند و آنها اقدام ندارند . رسيدگى فرموده به هر قسم كه مقرر مىفرمايند اطاعت شود و بىجهت پول در نزد مباشر چرا بماند زياده عرضى ندارد . اگر بايد به محمد حسن خان بدهند مقرر فرمايند تا آدمش بيايد گذشته و آينده را بگيرد يا به هركس كه رجوع مىكند دريافت دارند ، زياده عرضى ندارد . مهر : فرمانفرما 1294