تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامه هاى حكومتى فيروز ميرزا فرمانفرما ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
مردمان معتبر و خود حكام فروخته باشم كه غله در زير برف نماند و تلف و ضايع گردد . اگر به قيمت پارسال نمىفروشيد ، تصور اين را بفرماييد كه يك شاهى و يك دينار ، نواب و حكام از قيمت پارسال زيادتر قبول نخواهند كرد . به هركس كه مىفروشند باز زودتر كه تا برف نيامده ضايع نشده بيايند سر خرمن تحويل بگيرند كه از اين جهت هم فراغت حاصل نمايم و استدعا دارم كه به مردمان درست و معتبرى بفروشيد كه فردا غله ديوان را نخورده باشند و همه را باز به مرارت نيندازند . هركدام را مقرر مىفرمايند از اين پسته ، حكم صريح او را مقرر فرمايند و بنده بجز اين قسمى كه عرض كردم ابدا ديگر در كم و زياد سؤال و جواب ندارم و نخواهم داشت . مهر : فرمانفرما 1294

[ 107 نامه نصرت الدوله دربارهء املاك ملاير و نهاوند - 1294 ق ]

فدايت شوم دو روز به عيد رمضان مانده حالت اين بنده زياد منقلب شده نزولات غريبى به سينه و سر عارض شد كه الى حال گرفتارم و بهتر نشده و مشغول معالجه و به مشقت اين مختصر را به خط خود عرض كردم كه ساير مطالب را نتوانستم عرضه دارم . تفصيل دادوستد و خدمت همان است كه عرض شده است و اين مختصر را هم خود عرضه مىدارم . جناب آقايى به همهء مردم اعلام فرمايند هركس كه به موجب دستور العمل‌هاى ديوانى ، حقوقى در ابوابجمعى بنده داشته‌اند تمام كمال را در شش ماهه اول پرداخته‌اند و برده‌اند . اگر جزئى مانده باشد در كار پرداختن هستند كه از حقوق مردم دينارى لم يصل نبوده و نيست و بهتر از قسط داده شده هر كس منكر است بيايد بگيرد و به ذات پاك خدا محض خدمت و روسفيدى از مواجب و حقوق خودم نصف را دريافت نكرده‌ام و كار ديوان و مردم را مقدم داشته‌ام . خرابى اين ولايات را هم مىدانيد كه اكثر هم در اين ولايات خالصجات است كه بهيچوجه توجهى نكرده بودند و به اميد خدا بوده و عنايت سايه خدا هنگام مأموريت بنده هم عمل زراعت و موقع همه گذشته . بعلاوه اينها بقاياى ولايتى و جميع جديد كه مىدانيد چقدر زور مىبرد . ميان افتاده كه اسباب اين همه دردسرها كرده و معهذا به فضل الهى همه را پاك و پرداخت نمود و براى خالصجات هم كه ملك مخصوص پادشاه روحنا فداه است هر عرضى كه كردم ابدا قبول نشد حتى از مساعده جزئى