[ 110 نامه نصرت الدوله مبنى بر درخواست اعطاء شمشير يا خلعت به كامران ميرزا پسر معين الدوله - 1294 ق ]
فدايت شوم حضرت اشرف ارفع و الا ظل السلطان روحى فداه كه تشريففرماى فريدن شده بودند ، نوشته بودم كه كامران ميرزا « 1 » به حضور مباركشان مشرف گردد و لازمهء چاكرى خودش را و اين بنده را به عمل آورده باشد . دو دستخط مبارك به سرفرازى بنده مقرر فرموده بودند ، هردو را در جوف پاكت فرستادم كه به ملاحظه جنابعالى رسيده باشد . كامران ميرزا انصافا جوان لايق و قابلى بوده و بسيار به درستكارى رفتار كرده . پارسال اعليحضرت شاهنشاه روحنا فداه به لفظ مبارك وعده شمشيرى كه به رسم خلعت او باشد مقرر فرموده بودند كه مفتخر باشد و الى حال بنده هم در اين باب عرض و جسارتى نكرده بودم . الحال اين استدعا را بواسطهء تصديق و رضامندى ولينعمتزاده خودم از خاكپاى مبارك مىكنم كه در معنى حواشى خود حضرت و الا ظل السلطان روحى فداه مىباشد كه جنابعالى استدعا كرده خلعت او را كه شمشيرى باشد به كامران ميرزا مرحمت فرمايند كه اسباب تربيت و تشويق او در خدمات ديوانى بيشتر شده باشد و مفتخر و اميدوار گردد . زياده عرضى ندارد .
مهر : فرمانفرما 1294
حاشيه سند : شمشير مناسبت ندارد خلعتى بدهيد .
[ 111 نامه نصرت الدوله دربارهء شكايت رعاياى املاك خالصه ملاير مبنى بر دريافت ماليات اضافه از آنان - 1294 ق ]
هو ، فدايت شوم تلگرافى فرموده بودند به ميرزا سيد ابراهيم مستوفى كه ملايرىها و رعيت خالصه عرض كردهاند تومانى يك هزار و پانصد علاوه از ماليات نايب الحكومه از ما دريافت كرده است ، چون صورت جوابى كه رعاياى خالصه عرض كرده بودند ملاحظه شد ، لازم دانست اين فقره را عرض كند كه ملاحظه فرمايند . رعيت خالصه هنوز ماليات حسابى خود را به نايب الحكومه ندادهاند و او از خودش محض خدمت كارگشايى كرده و مىكند كه رعايت از رعيت شده باشد و مبلغ كلى هم كه ميرزا باقر رسم برده است ، نصف آن را رعيت نتوانستهاند بدهند . آن را
هامش
( 1 ) . نگاه كنيد به سند شماره 93