بنظرم آمد و در اين مدت هم به سبك و سليقه بنده نصرت و بلديت بههم رسانده بود و مردم و اهالى نظام كه از همه عمدهتر بود و اكثر اوقات اسباب حرف و قيل و قال از اينها به عمل مىآمد ، آنها هم نهايت خوشنودى را از او داشتند ، در همدان گذاشته و مأمور اين خدمت كرده كه با كمال درستكارى و معقولى انشاء الله راه رفته و مردم دارى كرده باشد و خود را در حضور اولياى دولت روسفيد سازد . زياده عرضى ندارد .
مهر : فرمانفرما 1294
[ 114 نامه نصرت الدوله مبنى بر اظهار رضايت از پيشكار خود ميرزا رضا قلى وزير - 1294 ق ]
هو ، فدايت شوم فرداى يوم شنبه دهم از ملاير به عراق مىروم . مقرب الخاقان ميرزا رضا قلى وزير بروجرد را مىفرستم كه پنج شش روزى به عمل آنجا رسيدگى نمايد ، عراق بيايد . از زحمات و درستكارى و بيطمعى اين بيچاره امسال زياده از آنچه مقصود بود راضى و خوشنود هستم و كمال امتنان از جناب آقايى دارم كه چنين آدم با كفايت صديقى را به پيشكارى من مرحمت فرمودند . امسال جان ما در اين ولايات خراب تلف شد . به حمد الله تعالى از توجه جناب آقايى در وصول ماليات و نظم ولايات شرمسارى حاصل نكردهام . تا اول محرم انشاء الله جميع كارها را اتمام مىكنم به آستان مبارك مشرف مىشوم تا خدمت و صدق نوكرى من در حضرت ولينعمت كل روحى فداه معلوم شود . انشاء الله پوشيده نخواهند ماند . انصاف و مروت ملوكانه انشاء الله تلافى خواهد كرد .
مهر : فرمانفرما 1294
[ 115 نامه نصرت الدوله در خصوص طلاشويى همدان - 1294 ق ]
فدايت شوم چاپار پسته وقتى رسيد كه بنده در حركت بودم . همه نوشتجات را نتوانستم بخوانم و جواب عرضه دارم . جواب همه را به زودى انشاء الله عرض مىكنم يك فقره طلاشويى همدان لازم بود كه جواب عرضه دارم مبلغ ششصد تومان مقرر فرموده بودند كه بايد به ديوان بدهند . با همه